Sinopsis
Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)
Episodios
-
Ganje Hozour audio Program #791
27/11/2019برنامه صوتی شماره ۷۹۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۲۵ نوامبر ۲۰۱۹ - ۵ آذرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۷۴۲ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 742 Divan e Shams عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو(۱) کند چونکه ردِّ خلق کردش، عشق رو با او کند کانکه شاید خلق را، آنکَس نشاید عشق را زانکه جانِ روسْپی باشد که او صد شو کند چون نشاید دیگران را تا همه ردَّش کنند شاهِ عشقش بعد از آن با خویش هم زانو کند زانکه خلقش چون برانَد، خو ز خلقان وا کند باطن و ظاهر همه با عشقِ خوشخو خو کند(۲) جان قبولِ خلق یابد، خاطرش آنجا کشد دل به مهرِ هر کسی دزدیده رو هر سو کند چون ببیند عشق گوید: زلفِ من سایه فکند وانگهی عاشق در این دَم مُشک و عَنبر(۳) بو کند مُشک و عَنبر را کنم من خصمِ آن مغز و دماغ تا که عاشق از ضرورت ترکِ این هر دو کند گر چه هم بر یادِ ما بو کرد عاشق مُشک را نوطَلَب(۴) باشد که همچون طفلکان کوکو کند چونکه از طفلی برون شد، چشمِ دانش برگشاد بر لبِ جو کی دَوادَو(۵) بر نشانِ جو کند؟ عاشقِ نوکار(۶) باشی، تلخ گ
-
Ganje Hozour audio Program #790
20/11/2019برنامه صوتی شماره ۷۹۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۱۸ نوامبر ۲۰۱۹ - ۲۸ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۷۲۹ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 729 Divan e Shams اینک آن جویی که چرخِ سبز(۱) را گردان کند اینک آن رویی که ماه و زُهره را تابان کند اینک آن چوگانِ(۲) سلطانی که در میدانِ روح هر یکی گو را به وحدت سالکِ(۳) میدان کند اینک آن نوحی که لوحِ معرفت کشتیِّ اوست* هر که در کشتیش ناید، غرقه طوفان کند هر که از وی خرقه(۴) پوشد، برکَنَد خرقه فَلَک(۵) هر که از وی لقمه یابد، حکمتش لقمان کند نیست ترتیبِ زمستان و بهارت با شهی بر من این دَم را کند دی، بر تو تابستان کند خار و گل پیشش یکی آمد که او از نوکِ خار بر یکی کَس خار و بر دیگر کسی بُستان کند هر که در آبی گریزد ز امرِ او، آتش شود هر که در آتش رَوَد از بهرِ او ریحان کند** من بَرین بُرهان(۶) بگویم زانکه آن بُرهانِ من گر همه شُبهه(۷)ست او آن شُبهه را بُرهان کند چه نْگری در دیو مردم؟ این نگر کاو دَم به دَم آدمی را دیو سازد، دیو را انسان کند ای
-
Ganje Hozour audio Program #789
13/11/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۱۱ نوامبر ۲۰۱۹ - ۲۱ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۰۸۵ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1085 Divan e Shams همه صیدها بکردی، هله میر(۱)! بارِ دیگر سگِ خویش را رها کن که کند شکارِ دیگر همه غوطهها بخوردی، همه کارها بکردی منشین ز پای یکدم که بمانْد کارِ دیگر همه نقدها شمردی، به وکیلِ در(۲) سپردی بشنو از این مُحاسب(۳) عدد و شمارِ دیگر تو بسی سَمَن بَران(۴) را به کنار درگرفتی نَفَسی کنار بگشا، بنگر کنار دیگر خُنُک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الّا هوسِ قمار دیگر تو به مرگ و زندگانی، هله، تا جز او ندانی نه چو روسبی که هر شب کشد او به یارِ دیگر نظرش به سویِ هر کس به مثالِ چشمِ نرگس بُوَدش زِ هر حریفی طَرَب(۵) و خمارِ دیگر همه عمر خوار باشد چو بَرِ دو یار باشد هله تا تو رو نیاری سویِ پشتْ دارِ(۶) دیگر که اگر بتان چنیناند، زِ شهِ تو خوشه چینند نبدست مرغِ جان را جزِ او مَطارِ(٧) دیگر مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۹۵۰ Rumi( M
-
Ganje Hozour audio Program #788
06/11/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۴ نوامبر ۲۰۱۹ - ۱۴ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۷۲۸ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 728, Divan e Shams دشمنِ خویشیم و یارِ آنکه ما را میکُشد غرقِ دریاییم و ما را موجِ دریا میکُشد زان چنین خندان و خوش ما جانِ شیرین میدهیم کان مَلِک ما را به شَهد و قند و حلوا میکُشد خویش فَربه(۱) مینماییم از پیِ قربانِ عید کان قصابِ عاشقان بس خوب و زیبا میکُشد آن بلیسِ(۲) بیتبش مهلت همیخواهد ازو* مهلتی دادَش که او را بعدِ فردا میکُشد همچو اسماعیل گردن پیشِ خنجر خوش بنه درمَدُزد از وی گلو، گر میکَشد تا میکُشد نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان عاشقانِ عشق را هم عشق و سودا(۳) میکُشد کُشتگان نعره زنان یا لَیْتَ قَوْمی یَعلَمُونْ** خُفیه(۴) صد جان میدهد دلدار و پیدا میکُشد از زمینِ کالبد(۵) برزن سری وانگه ببین کاو تو را بر آسمان بر میکَشد یا میکُشد روحِ ریحی(۶) میستاند، راحِ(۷) روحی میدهد بازِ جان را میرهاند، جغدِ غم را میکُشد آن
-
Ganje Hozour audio Program #787
30/10/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۲۸ اکتبر ۲۰۱۹ - ۷ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۴۱۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1418, Divan e Shamsدلا، مشتاقِ دیدارم، غریب و عاشق و مَستمکنون عزمِ لِقا(۱) دارم، من اینک رَخت بربستمتویی قبله همه عالم، ز قبله رو نگردانمبدین قبله نماز آرم، به هر وادی(۲) که من هستممرا جانی درین قالب و آنگه جز تواَم مذهب؟که من از نیستی جانا به عشقِ تو برون جستماگر جز تو سری دارم، سزاوارِ سرِ دارَموگر جز دامنت گیرم، بریده باد این دستمبه هر جا که رَوَم بی تو یکی حرفیم بیمعنیچو هی دو چشم بگشادم، چو شین در عشق بنشستمچو من هی ام، چو من شینم، چرا گم کردهام هش را؟که هش ترکیب می خواهد، من از ترکیب بگسستم(۳)جهانی گمره و مُرتد ز وسواسِ خیالِ خودبه اقبالِ چنین عشقی ز شرِّ خویشتن رَستم(۴)به سر بالایِ عشق این دل از آن آمد که صافی شدکه از دُردیِّ(۵) آب و گِل منِ بیدل درین پستمزهی لطفِ خیالِ او که چون در پاش افتادمقدمهایِ خیالش را به آسیبِ دو لب خَستم(
-
Ganje Hozour audio Program #786
23/10/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۲۱ اکتبر ۲۰۱۹ - ۳۰ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۸۵۰ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1850, Divan e Shams چراغِ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن عجب، این عیب از چشمست، یا از نور یا روزَن؟ مگر گُم شد سرِ رشته؟ چه شد آن حالِ بگذشته؟ که پوشیده نمیماند در آن حالت سرِ سوزن خُنُک(١) آن دَم که فَرّاشِ(۲) فَرَشْنا(۳) اندرین مسجد* درین قندیلِ دل ریزد ز زیتونِ خدا روغن** دلا، در بوته آتش درآ، مردانه بنشین خوش که از تأثیرِ این آتش، چنان آیینه شد آهن چو ابراهیم در آذر درآمد همچو نقدِ زَر برویید از رُخِ آتش سَمن زار و گل و سوسن*** اگر دل را ازین غوغا، نیاری اندرین سودا چه خواهی کرد این دل را؟ بیا بنشین، بگو با من اگر در حلقه مردان نمیآیی ز نامَردی چو حلقه بر درِ مردان برون می باش و در می زَن چو پیغامبر بگفت: اَلصَّوْمُ جُنَّة(۴)، پس بگیر آن را به پیشِ نَفْسِ تیرانداز، زِنهار، این سپر مفکن سِپَر باید درین خشکی، چو در دریا رسی آنگه چو ماهی بر تَ
-
Ganje Hozour audio Program #785
16/10/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۱۴ اکتبر ۲۰۱۹ - ۲۳ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، ترجیعات، شماره ۱۸ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Tarjiaat)# 18, Divan e Shams نامه رسید زان جهان بهرِ مراجعت برم عزمِ رجوع میکنم، رخت به چرخ میبرم گفت که: اِرْجَعی* شنو، باز به شهرِ خویش رو گفتم: تا بیامدم، دلشده(١) و مسافرم آن چمن و شِکرسِتان، هیچ نرفت از دلم من به درونه(٢) واصلم، من به حَظیره(٣) حاضرم چون به سَباعِ(۴) طیرِ(۵) تو اوجِ هوا مخوف شد بسته شدست راهِ من، زانکه به تن کبوترم گفت: ازین تو غم مخور، ایمن و شادمان بِپَر زآنکه رفیقِ امن شد جانِ کبوترِ حَرَم هرکه براتِ(۶) حفظِ ما دارد در زهِ(۷) قبا در بَر و بحر اگر رود، باشد راد(۸) و محترم نوح** میانِ دشمنان، بود هزار سال خوش عصمتِ ماش بُد به کف، غالب بود لاجرم چند هزار همچو او بندهٔ خاصِ پاک خو هر دَم میرسیدشان بار(۹) و خَفیر(۱۰) از درم گفت کلیم: زآب من غم نخورم که من دُرم گفت خلیل: ز آتشش غم نخورم که من زَرم گفت مسیح: مرده
-
Ganje Hozour audio Program #784
09/10/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۷ اکتبر ۲۰۱۹ - ۱۶ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۱۳۸ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1138, Divan e Shams چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار بر آبِ دیده و خونِ جگر گرفت قرار هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق هزار درد و دریغ و بلا و نامش یار هر آنکه دشمنِ جانِ خودست، بسمِ الله صَلایِ(۱) دادنِ جان و صَلایِ کشتنِ زار به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد نترسم و نگریزم ز کشتنِ دلدار چو آبِ نیل دو رو دارد این شکنجه عشق به اهلِ خویش چو آب و به غیرِ او خون خوار چو عود و شمع نسوزد، چه قیمتش باشد؟ که هیچ فرق نماند ز عود و کنده خار چو زخمِ تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر چه فرقِ حیز(۲) و مُخَنَّث(۳) ز رستم و جاندار(۴) به پیشِ رستم آن تیغ خوشتر از شِکَرست نثارِ تیر برِ او لذیذتر ز نثار شکار را به دو صد ناز میبرد این شیر شکار در هوسِ او دوان قطار قطار شکارِ کشته به خون اندرون همی زارَد که از برایِ خدایم بکش تو دیگر بار دو چشمِ ک
-
Ganje Hozour audio Program #783
03/10/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۹ - ۹ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1938, Divan e Shams نازنینی را رها کن با شهانِ نازنین نازِ گازُر(۱) برنتابد آفتابِ راستین سایه خویشی، فنا شو در شعاعِ آفتاب چند بینی سایه خود؟ نورِ او را هم ببین در فکنده(٢) خویش، غَلْطی بیخبر همچون سُتور(٣) آدمی شو، در ریاحین غَلْط و اندر یاسمین از خیالِ خویش ترسد هر که در ظلمت بُوَد زانکه در ظلمت نماید نقشهایِ سهمگین از ستاره روز باشد ایمنیِّ کاروان زانکه با خورشید آمد هم قران و هم قرین مرغِ شب چون روز بیند، گوید: این ظلمت ز چیست؟ زانکه او گشتَست با شب آشنا و همنشین شاد آن مرغی که مهرِ شب درو محکم نگشت سویِ تبریز آید و اندر هوایِ شمسِ دین مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۳۰۵ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 1, Line # 3305 نازنینی تو، ولی در حدِِّ خویش اَلله اَلله پا مَنِه از حَدّ، بیش گر زنی بر نازنینتر
-
Ganje Hozour audio Program #782
25/09/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۹ - ۲ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۰۷۲ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3072, Divan e Shams به من نگر که به جز من به هر که درنگری یقین شود که ز عشقِ خدای بیخبری بدان رُخی بنگر کاو نمک ز حق دارد بُوَد که ناگه از آن رُخ تو دولتی بِبَری تو را چو عقل پدر بوده است و تَنْ مادر جمالِ رویِ پدر در نگر، اگر پسری بدانکه پیر سراسر صفاتِ حق باشد اگرچه پیر نماید به صورتِ بشری به پیشِ تو چو کَفَست و به وصفِ خود دریا به چشمِ خلق مُقیمست و هر دَم او سفری هنوز مشکل ماندست حالِ پیر تو را هزار آیتِ کبری(۱) درو، چه بیهنری؟ رسید صورتِ روحانیی به مریمِ دل ز بارگاه، منزّه ز خشکی و ز تَری از آن نَفَس که درو سرِّ روح پنهان شد بکرد حامله دل را رسولِ ره گذری ایا دلی که تو حامل شدی از آن خسرو به وقتِ جنبشِ آن حمل تا درو نگری چو حمل صورت گیرد ز شمسِ تبریزی چو دل شوی تو و چون دل به سویِ غیب پَری مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۴۵ Rumi( M
-
Ganje Hozour audio Program #781
18/09/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۹ - ۲۶ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۰۲۱ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1021, Divan e Shamsگرم درآ و دم مده، باده بیار و غم بِبَرای دل و جانِ هر طرف، چشم و چراغِ هر سحرهم طربِ سرشتهای، هم طلبِ فرشتهایهم عرصات(۱) گشتهای پُر ز نبات و نیشکرخیز که رسته خیز(۲) شد، روز نبات ریز شدبا خردم ستیز شد، هین بِرُبا ازو خبرخوش خبران غلامِ تو، رطلِ گران سلامِ توچون شنوند نامِ تو، یاوه کنند پا و سَرخیز که روز میرود، فصلِ تموز(۳) میرودرفت و هنوز میرود، دیو ز سایه عمر*ای بشنیده آهِ جان، باده رسان زِ راه جانپشتِ دل و پناهِ جان، پیش درآ چو شیرِ نرمست و خراب و شاد و خوش، میگذری ز پنج و ششقافله را بکش، بکش، خوش سفریست این سفرلحظه به لحظه، دم به دم، می بده و بسوز غمنوبتِ تُست ای صَنَم(۴)، دور تُوَست ای قمرعقل رباست و دلربا، در تبریز شمسِ دینآن تبریز چون بصر، شمس دروست چون نظرگر چه بصر عیان بُوَد، نور در او نهان بُوَدد
-
Ganje Hozour audio Program #780
11/09/2019برنامه صوتی شماره ۷۸۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۹ سپتامبر ۲۰۱۹ - ۱۹ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۵۹۰ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 590, Divan e Shams سر از بهرِ هوس باید، چو خالی گشت سر چه بْوَد؟ چو جان بهرِ نظر باشد، روانِ بینظر چه بْوَد؟ نظر در رویِ شه باید، چو آن نَبْوَد چه را شاید؟ سفر از خویشتن باید، چو با خویشی سفر چه بْوَد؟ مرا پرسید صفرایی(١) که گر مردِ شِکَرخایی کمر بندم چو نِی پیشت، اگر گویی، شِکَر چه بْوَد؟ بگفتم بهترین چیزی ولیکن پیشِ غیرِ تو که تو ابله شِکَر بینی و گویی زین بَتَر چه بْوَد؟ ازیرا اصلِ جسمِ تو ز زهرِ قاتل افتادست سَقَر(٢) بودست اصل تو، نداند جز سَقَر چه بْوَد؟ جهان و عقلِ کلّی را ز عقلِ جزو چون بینی؟ در آن دریایِ خون آشام عقلِ مختصر چه بْوَد؟ دو سه سطری که میخوانی ز سر تا پا و پا تا سر دگر کاری نداری تو وگرنه پا و سر چه بْوَد؟ چو کور افتاد چشمِ دل، چو گوش از ثِقل(۳) شد پرگل به غیرِ خانه وسواس جایِ کور و کر چه بْوَد؟ مولوی، مثنوی، دفتر ا
-
Ganje Hozour audio Program #779
04/09/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۲ سپتامبر ۲۰۱۹ - ۱۲ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۰۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2059, Divan e Shamsگفت لبم ناگهان نام گُل و گُلسِتانآمد آن گُلعِذار، کوفت مرا بر دهانگفت که: سلطان منم، جانِ گُلِستان منمحضرت چون من شهی، وآنگه یادِ فُلاندَفِّ منی هین مخور سیلی هر ناکسینایِ منی، هین مکن از دم هر کس فغانپیش چو من کیقباد، چشم بدم دور بادشرم ندارد کسی یاد کند از کهان؟جُغد بُوَد کو به باغ، یادِ خرابه کندزاغ بُوَد کو بهار، یاد کند از خزانچنگ به من درزدی، چنگِ منی در کِنارتار که در زخمهام، سست شود بَگْسَلانپشتِ جهان دیدهای، روی جهان را ببینپشت به خود کن که تا روی نماید جهانای قمرِ زیر میغ، خویش ندیدی دریغچند چو سایه دَوی در پی این دیگران؟بس که مرا دامِ شعر از دغلی بند کردتا که ز دستم شکار جَست سویِ گُلستاندر پی دزدی بدم، دزد دگر بانگ کردهشتم، بازآمدم، گفتم و هین چیست آن؟گفت که: اینک نشان، دزدِ تو این سوی رفتدزدِ مرا باد داد آن دغلِ ک
-
Ganje Hozour audio Program #778
28/08/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۲۶ آگست ۲۰۱۹ - ۵ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۱۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2214, Divan e Shamsخُنُک(۱) آن دَم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تودادِ باغ و دمِ مرغان بدهد آبِ حیاتآن زمانی که درآییم به بستان من و تواخترانِ فلک آیند به نظّاره مامَهِ خود را بنماییم بدیشان من و تومن و تو، بی من و تو، جمع شویم از سرِ ذوقخوش و فارغ ز خرافاتِ پریشان من و توطوطیانِ فلکی جمله شِکَرخوار شونددر مقامی که بخندیم بدان سان من و تواین عجبتر که من و تو به یکی کُنج اینجاهم در ین دَم به عراقیم و خراسان(۲) من و توبه یکی نقش بر ین خاک و بر آن نقش دگردر بهشتِ ابدی و شکرستان من و تومولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۷۹۶Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 6, Line # 796پس عزا بر خود کنید ای خفتگانزآنکه بد مرگی است این خواب گرانمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۶۵۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Q
-
Ganje Hozour audio Program #777
22/08/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۱۹ آگست ۲۰۱۹ - ۲۹ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۴۴۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1444, Divan e Shams ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم تا غرقه شدست از تو در خونِ جگر خوابم از کانِ شِکَر جَستن، اندر شبِ آبستن بگداخت در اندیشه مانند شِکَر، خوابم بیلطفِ وصالِ او، گشتم چو هلالِ او تا شب نبرد هرگز در دورِ قمر خوابم چون شب بشود تاری(۱)، با این همه بیداری با عشق همیگویم کای عشق، ببر خوابم چون خواب مرا بیند، بگریزد و ننشیند از من برود، آید در شخص دگر خوابم یاران که چه یاریدم، تنها مگذاریدم چون عشقِ مَلَک بردهست از چشمِ بشر خوابم بنشین اگری عاشق، تا صبحدمِ صادق با من که نمیآید تا صبح و سحر خوابم مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۶۸۱ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2681, Divan e Shams نشاط عاشقی گنجیست پنهان چه کردی گنج پنهان را چه کردی؟ ترا با من نه عهدی بود زَ اوّل؟ بیا بنشین، بگو آن را چه کردی؟ چنان ابری به پیش
-
Ganje Hozour audio Program #776
14/08/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۱۲ آگست ۲۰۱۹ - ۲۲ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۹۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 96 Divan e Shams لب را تو به هر بوسه و هر لوت(۱) میالا تا از لب دلدار شود مست و شِکَرخا(۲) تا از لب تو بوی لب غیر نیاید تا عشق مجرّد(۳) شود و صافی و یکتا آن لب که بود کون خری(۴) بوسه گه او کی یابد آن لب، شِکرِ بوس مسیحا؟ میدانکه حَدَث(۵) باشد جز نور قدیمی بر مَزبَله(۶) پر حَدَث آنگاه تماشا! آنگه که فنا شد حَدَث اندر دل پالیز(۷) رست از حَدَثی و شود او چاشنی افزا تا تو حَدَثی، لذّت تقدیس چه دانی رو از حَدَثی سوی تبارک و تعالی' زان دست مسیح آمد داروی جهانی کو دست نگه داشت ز هر کاسه سِکبا(۸) از نعمت فرعون چو موسی کف و لب شست دریای کَرَم داد مر او را ید بَیضا(۹) خواهی که ز معده و لب هر خام گریزی پرگوهر و روتلخ(۱۰) همیباش چو دریا هین چشم فروبند که آن چشم غیورست هین معده تهی دار که لوتیست مهیا سگ سیر شود، هیچ شکاری بنگیرد(۱۱) کز آتش جوعست(۱۲) تک
-
Ganje Hozour audio Program #775
07/08/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۵ آگست ۲۰۱۹ - ۱۵ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۸۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 83, Divan e Shamsای یار قمرسیما!(۱) ای مُطرب(۲) شکَّرخا!(۳) آواز تو جان افزا، تا روز مشین از پا(۴) سودی، همگی سودی، بر جمله برافزودیتا بود چنین بودی، تا روز مشین از پاصد شهر خبر رفته، کِای مردم آشفته!(۵) بیدار شد آن خفته، تا روز مشین از پابیدار شد آن فتنه(۶) ، کو چون بزند طعنهدر کوه کند رخنه(۷)*، تا روز مشین از پادر خانه چنین جمعی، در جمع چنین شمعیدارم ز تو من طمعی، تا روز مشین از پامیر آمد، میر آمد، وآن بدر مُنیر آمدوان شکَّر و شیر آمد، تا روز مشین از پاای بانگ و نوایت تَر(۸)، وز بادِ صبا خوشترما را تو بری از سر، تا روز مشین از پامجلس به تو فرخنده، عِشرت ز دَمَت زندهچون شمعِ فروزنده، تا روز مشین از پااین چرخ و زمین خیمه، کس دید چنین خیمه؟!ای استن این خیمه! تا روز مشین از پااین قوم، پُرند از تو، باکَ
-
Ganje Hozour audio Program #774
31/07/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۳۰ جولای ۲۰۱۹ - ۸ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۸۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 80, Divan e Shamsامروز گِزافی(١) دِه آن باده نابی(۲) رابرهم زن و دَرهم زن این چرخ شتابی راگیرم قَدحِ غیبی از دیده نهان آمدپنهان نتوان کردن مستی و خرابی راای عشق طرب! پیشه خوش گفتِ خوش اندیشهبربای نقاب از رخ، آن شاه نقابی(۳) راتا خیزد ای فَرُّخ(۴) زین سو اُخ(۵) و زان سو اُخپرکن هَله ای گُلرخ! سَغراق(۶) و شَرابی(۷) راگر زان که نمیخواهی تا جلوه شود گُلشَناز بهر چه بگشادی دکّان گُلابی(۸) راما را چو ز سَر بردی(۹)، وین جوی روان کردیدر آب فکن زوتر بَط(۱۰) زاده آبی راماییم چو کشت ای جان! بررُسته در این میدانلب خشک و به جان جویان باران سَحابی(۱۱) را«هر سوی، رسولی(۱۲) نو، گوید که: «نیابی، رولاحَول(۱۳) بزن بر سر، آن زاغ غُرابی(۱۴) راای فتنه هر روحی! کیسه بُر هر جُوحی(۱۵)دزدیده رَباب از کف، بوبکر رَبابی
-
Ganje Hozour audio Program #773
25/07/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۲۳ جولای ۲۰۱۹ - ۱ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۵۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 59, Divan e Shamsتو از خواری همینالی، نمیبینی عنایتهامخواه از حق عنایتها و یا کم کن شکایتهاتو را عزَّت همی باید که آن فرعون را شاید؟(۱)بده آن عشق و بستان تو چو فرعون، این ولایتهاخُنُک(۲) جانی که خواری را به جان ز اول نهد بر سر(۳)پی اومیدِ آن بختی که هست اندر نهایتهادهان پُر پِست(۴)میخواهی، مزن سُرنایِ(۵) دولت رانتاند خواندن مُقْری(۶) دهان پُر پِست، آیتهاازآن دریا هزاران شاخ شد هر سوی و جویی شدبه باغ جان هر خلقی کند آن جو کفایتهادلا! منگر به هر شاخی، که در تنگی فرومانیبه اول بنگر و آخِر، که جمع آیند غایتهااگر خوکی فتد در مُشک و آدمزاد در سِرگینرود هر یک به اصلِ خود ز ارزاق و کِفایتهاسگ گَرگین(۷) این در، به ز شیران همه عالمکه لافِ عشق حق دارد وَ او داند وَقایتها(۸)تو بدنامیِّ(۹) عاشق را مَنِه با خواریِ دون
-
Ganje Hozour audio Program #772
17/07/2019برنامه صوتی شماره ۷۷۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۸ تاریخ اجرا: ۱۵ جولای ۲۰۱۹ - ۲۵ تیرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 21, Divan e Shamsجُرمی ندارم بیش ازین، کز دل هوادارم تو رااز زعفرانِ رویِ من رو میبگردانی چرا؟یا این دلِ خونخواره(۱) را لطف و مراعاتی بکنیا قوّتِ صبرش بده در یَفْعَلُ الله مایَشا*این دو ره آمد در روش یا صبر یا شُکرِ نِعَمبی شمع رویِ تو نَتان(۲) دیدن مرین دو راه راهر گه بگردانی تو رو، آبی ندارد هیچ جوکی ذرّهها پیدا شود بیشَعشَعه(۳) شمس الضّحی؟بی باده تو کی فتد در مغز(۴) نغزان مستیی؟بی عصمتِ(۵) تو کی رود شیطان به لا حَوْلَ وَلا(۶)؟نی قرص(۷) سازد قرصیی، مَطبوخ(۸) هم مطبوخییتا درنیندازی کفی ز اهلیله(۹) خود در دواامرت نغرّد کی رَوَد خورشید در برجِ اسد(۱۰)؟بی تو کجا جُنبَد رگی در دست و پایِ پارسا؟در مرگ هشیاری نهی، در خواب بیداری نهیدر سنگ سقّایی نهی** در برقِ میرنده وفاسیلِ سیاهِ شب بَرَد هر جا که عقلست