Ganj E Hozour Programs

  • Autor: Vários
  • Narrador: Vários
  • Editor: Podcast
  • Mas informaciones

Informações:

Sinopsis

Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)

Episodios

  • Ganj e Hozour audio Program #364

    31/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۶۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۴۵۸امروز چرخ را ز مه ما تحیریستخورشید را ز غیرت رویش تغیریستصبح وجود را بجز این آفتاب نیستبر ذره ذره وحدت حسنش مقرریستاما بدان سبب که به هر شام و هر صبوحاشکال نو نماید گویی که دیگریستاشکال نو به نو چو مناقض نمایدتاندر مناقضات خلافی مستریستدر تو چو جنگ باشد گویی دو لشکر استدر تو چو جنگ نبود دانی که لشکریستاندر خلیل لطف بد آتش نمود آبنمرود قهر بود بر او آب آذریستگرگی نمود یوسف در چشم حاسدانپنهان شد آنک خوب و شکرلب برادریستاین دست خود همی‌برد از&

  • Ganj e Hozour audio Program #363

    24/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۶۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی(PDF) ،تمامی اشعار این برنامه مولوی، مثنوی، دفتر ششم، سطر ۷۲۳جان بسی کندی و اندر پرده‌ایزانک مردن اصل بد ناورده‌ایتا نمیری نیست جان کندن تمامبی‌کمال نردبان نایی به بامچون ز صد پایه دو پایه کم بودبام را کوشنده نامحرم بودچون رسن یک گز ز صد گز کم بودآب اندر دلو از چه کی رودغرق این کشتی نیابی ای امیرتا بننهی اندرو من الاخیرمن آخر اصل دان کو طارقستکشتی وسواس و غی را غارقستآفتاب گنبد ازرق شودکشتی هش چونک مستغرق شودچون نمردی گشت جان کندن درازمات شو در صبح ای شمع طرازتا نگشتند اختران ما نهاندانک پنهانست خورشید جهانگرز بر خو

  • Ganj e Hozour audio Program #287

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۸۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیتمامی اشعار این برنامه، PDFغزل شمارهٔ ۲۰۳۲، مولویمن از کی باک دارم خاصه که یار با مناز سوزنی چه ترسم و آن ذوالفقار با منکی خشک لب بمانم کان جو مراست جویانکی غم خورد دل من و آن غمگسار با منتلخی چرا کشم من من غرق قند و حلوادر من کجا رسد دی و آن نوبهار با مناز تب چرا خروشم عیسی طبیب هوشموز سگ چرا هراسم میر شکار با مندر بزم چون نیایم ساقیم می‌کشاندچون شهرها نگیرم و آن شهریار با مندر خم خسروانی می بهر ماست جوشاناین جا چه کار دارد رنج خمار با منبا چرخ اگر ستیزم ور بشکنم بریزمعذرم چه حاجت 

  • Ganj e Hozour audio Program #289

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۸۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیتمامی اشعار این برنامه، PDFPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتغزل شمارهٔ ۱۸۳، حافظدوش وقت سحر از غصه نجاتم دادندواندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادندبیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردندباده از جام تجلی صفاتم دادندچه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبیآن شب قدر که این تازه براتم دادندبعد از این روی من و آینه وصف جمالکه در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادندمن اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجبمستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادندهاتف آن روز به من مژده این دولت دادکه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادنداین همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزداجر صبریست کز آ

  • Ganj e Hozour audio Program #290

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتتمامی اشعار این برنامه، PDFغزل شمارهٔ ۱۰۴۴، مولویبه ساقی درنگر در مست منگربه یوسف درنگر در دست منگرایا ماهی جان در شست قالبببین صیاد را در شست منگربدان اصلی نگر کغاز بودیبه فرعی کان کنون پیوست منگربدان گلزار بی‌پایان نظر کنبدین خاری که پایت خست منگرهمایی بین که سایه بر تو افکندبه زاغی کز کف تو جست منگرچو سرو و سنبله بالاروش کنبنفشه وار سوی پست منگرچو در جویت روان شد آب حیوانبه خم و کوزه گر اشکست منگربه هستی بخش و مستی بخش بگرومنال از نیست و اندر هست منگرقناعت بین که نرست و سبک روبه طمع&nbs

  • Ganj e Hozour audio Program #292

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیتمامی اشعار این برنامه، PDFغزل شمارهٔ ۱۶۷۹، مولویمن اگر مستم اگر هشیارمبنده چشم خوش آن یارمبی‌خیال رخ آن جان و جهاناز خود و جان و جهان بیزارمبنده صورت آنم که از اوروز و شب در گل و در گلزارماین چنین آینه‌ای می بینمچشم از این آینه چون بردارمدم فروبسته‌ام و تن زده‌امدم مده تا علالا برنارمبت من گفت منم جان بتانگفتم این است بتا اقرارمگفت اگر در سر تو شور من استاز تو من یک سر مو نگذارممنم آن شمع که در آتش خودهر چه پروانه بود بسپارمگفتمش هر چه بسوزی تو ز مندود عشق تو بود آثارمراست کن لاف مرا با دیدهجز&n

  • Ganj e Hozour audio Program #293

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ،تمامی اشعار این برنامهغزل شمارهٔ ۱۰۷۲، مولویگر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر ور سپارم هر دمی جان دگر بسپرده گیر سردهم این دم توی می بی‌محابا می‌خورم گر کسی آید برد دستار و کفشم برده گیر گر بگوید هوشیاری زرق را پرورده‌ای با چنین برقی پیاپی زرق را پرورده گیر جان من طغرای باقی دارد اندر دست خویش صورتم امروز و فرداییست او را مرده گیر از خدا دریا همی‌خواهی و مار خشکیی چون تو ماهی نیستی دریا به دست آورده گیر غوره افشاری و گویی من ریاضت می‌کنم چونک میخواره نه‌ای رو شیره افشرده گیر صوفیان صاف را گویی که دردی خورده‌اند صوفیان&n

  • Ganj e Hozour audio Program #295

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامه غزل شماره ۲۸۱۶، مولوی که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی چه تفکر کند از مکر و ز دستان که ندانی نه درونی نه برونی که از این هر دو فزونی نه ز شیری نه ز خونی نه از اینی نه از آنی برود فکرت جادو نهدت دام به هر سو تو همه دام و فنش را به یکی فن بدرانی چه بود باطن کبکی که دل باز نداند چه حبوب است زمین در که ز چرخ است نهانی کلهش بنهی وآنگه فکنی باز به سیلی چه کند بره مسکین چو کند شیر شبانی کله و تاج سرم را پی سیلی تو باید که مرا تاج تویی و جز تو جمله گرانی به کجا اسب دواند به کجا رخت کشاند ز تو چون جان بجهاند که تو صد جان جهانی به چه نقصان نگرندت به چه عیبی شکنندت به کی مانند کنندت که به مخلوق نمانی به ملاقات نشان ده ز خیالات امان ده مکشش زود زمان ده که تو قسام زمانی هله ای جان گشاده قدم صدق نهاده همه از پای فتاده تو خوش و دست زنانی شه و شاهین جلالی که چنین باپر و بالی نه گمانی نه خیالی همه عینی و عیانی چه بود طبع و رموزش به یکی شعله بسوزش به یکی تیر بدوزش که بسی سخته کمانی هله بر قوس بنه زه ز کمینگاه ب

  • Ganj e Hozour audio Program #296

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهغزل شماره ۲۶۵۰، مولویتو آن ماهی که در گردون نگنجیتو آن آبی که در جیحون نگنجیتو آن دری که از دریا فزونیتو آن کوهی که در هامون نگنجیچه خوانم من فسون ای شاه پریانکه تو در شیشه و افسون نگنجیتو لیلیی ولیک از رشک مولیبه کنج خاطر مجنون نگنجیتو خورشیدی قبایت نور سینه استتو اندر اطلس و اکسون نگنجیتویی شاگرد جان افزا طبیبیدر استدلال افلاطون نگنجیتو معجونی که نبود در ذخیرهذخیره چیست در قانون نگنجیبگوید خصم تا خود چون بود اینتو از بی‌چونی و در چون نگنجیچنین بودی در اشکمگاه دنیابگنجیدی 

  • Ganj e Hozour audio Program #297

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهغزل شماره ۵۹، مولویتو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها مخواه از حق عنایت‌ها و یا کم کن شکایت‌ها تو را عزت همی‌باید که آن فرعون را شاید بده آن عشق و بستان تو چو فرعون این ولایت‌ها خنک جانی که خواری را به جان ز اول نهد بر سر پی اومید آن بختی که هست اندر نهایت‌ها دهان پرپست می‌خواهی مزن سرنای دولت را نتاند خواندن مقری دهان پرپست آیت‌ها ازان دریا هزاران شاخ شد هر سوی و جویی شد به باغ جان هر خلقی کند آن جو کفایت‌ها دلا منگر به هر شاخی که در تنگی فرومانی به اول بنگر و آخر که جمع آیند غایت‌ها اگر خوکی فتد در مشک و آدم زاد در سرگین رود هر یک به اصل خود ز ارزاق و کفایت‌ها سگ گرگین این در به ز شیران همه عالم که لاف عشق حق دارد و او داند وقایت‌ها تو بدنامی عاشق را منه با خواری دونان که هست اندر قفای او ز شاه عشق رایت‌ها چو دیگ از زر بود او را سیه رویی چه غم آرد که از جانش همی‌تابد به هر زخمی حکایت‌ها تو شادی کن ز شمس الدین تبریزی و از عشقش که از عشقش صفا یابی و از لطفش حمایت‌هامولوی، مثنوی، دفتر دوم، سطر۱۲۲۷می‌د

  • Ganj e Hozour audio Program #298

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتتمامی اشعار این برنامه، PDFغزل شماره ۶۵۵، مولویاز بهر خدا عشق دگر یار مدارید در مجلس جان فکر دگر کار مدارید یار دگر و کار دگر کفر و محالست در مجلس دین مذهب کفار مدارید در مجلس جان فکر چنانست که گفتار پنهان چو نمی‌ماند اضمار مدارید گر بانگ نیاید ز فسا بوی بیاید در دل نظر فاحشه آثار مدارید آن حارس دل مشرف جان سخت غیورست با غیرت او رو سوی اغیار مدارید هر وسوسه را بحث و تفکر بمخوانید هر گمشده را سرور و سالار مدارید یاقوت کرم قوت شما بازنگیرد خود را گرو نفس علف خوار مدارید العزه لله جمیعا چو شنیدیت خاطر به سوی سبلت و دستار مدارید چون اول خط نقطه بد و آخر نقطه خود را تبع گردش پرگار مدارید در مشهد اعظم به تشهد بنشینید هش را به سوی گنبد دوار مدارید انکار بسوزد چو شهادت بفروزد با شاهد حق نکرت انکار مدارید یک نیم جهان کرکس و نیمیش چو مردار هین چشم چو کرکس سوی مردار مدارید آن نفس فریبنده که غرست و غرورست هین عشق بر آن غره غرار مدارید گه زلف برافشاند و گه جیب گشاید گلگونه او را بجز از خار مدارید او یار وفا نبود و از یار ببرد آن ده دله را

  • Ganj e Hozour audio Program #299

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۹۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتتمامی اشعار این برنامه، PDFغزل شمارهٔ ۱۷۸، حافظهر که شد محرم دل در حرم یار بماند وان که این کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند صوفیان واستدند از گرو می همه رخت دلق ما بود که در خانه خمار بماند محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد قصه ماست که در هر سر بازار بماند هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری که در این گنبد دوار بماند داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند مولوی، مثنوی، دفتر دوم، سطر۱۲۲۷ همچو آن شخص درشت خوش‌سخن در میان ره نشاند او خاربن ره گذریانش ملامت‌گر شدند پس بگفتندش بکن این را نکند هر دمی آن خاربن ا

  • Ganj e Hozour audio Program #300

    19/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۰۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهغزل شماره ۳۴۸، حافظدیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم جرعه جام بر این تخت روان افشانم غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا من چرا عشرت امروز به فردا فکنممولوی، مثنوی، دفتر دوم،سطر ۱۲۲۷همچو آن شخص درشت خوش‌سخن در میان ره نشاند او خاربن ره گذریانش ملامت‌گر شدند پس بگفتندش بکن این را نکند هر دمی آن خاربن افزون شدی پای خلق از زخم آن پر خون شدی جامه‌های خلق بدریدی ز خار پای درویشان بخستی زار زار چون بجد حاکم بدو گفت این بکن گفت آری بر کنم روزیش من مدتی فردا و فردا وعده داد شد درخت خار او محکم نهاد گفت روزی حاکمش ای وعده کژ پیش آ در کار ما واپس مغژ گفت الایام یا عم بیننا گفت عجل لا تماطل دی

  • Ganj e Hozour audio Program #301

    18/08/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۰۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتتمامی اشعار این برنامه، PDFغزل شمارهٔ ۲۴۵۰، مولویدر دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگریو آن لطف بی‌حد زان کند تا هیچ از حد نگذریبا صوفیان صاف دین در وجد گردی همنشینگر پای در بیرون نهی زین خانقاه شش دریداری دری پنهان صفت شش در مجو و شش جهتپنهان دری که هر شبی زان در همی‌بیرون پریچون می‌پری بر پای تو رشته خیالی بسته‌اندتا واکشندت صبحدم تا برنپری یک سریبازآ به زندان رحم تا خلقتت کامل شدنهست این جهان همچون رحم این جمله خون زان می‌خوریجان را چو بررویید پر شد بیضه تن را شکستجان جعفر طیار شد تا می‌نماید جعفریمولوی، مثنوی، دفتر سوم، سطر ۱۶۲۴آن یکی آمد به پیش زرگریکه ترازو ده که بر سنجم زریگفت خواجه رو مرا غربال نیستگفت میزان ده برین تسخر مه‌ایستگفت جاروبی ندارم در دکانگفت بس بس این مضاحک رابمانمن ترازویی که می‌خواهم بدهخویشتن را کر مکن هر سو مجهگفت بشنیدم سخن کر نیستمتا نپنداری که بی معنیستماین شنیدم لیک پیری مرتعشدست لرزان جسم تو نا منتعشوان زر تو هم قراضهٔ خرد مرددست لرزد پس بریزد زر خردپس بگویی خواجه جاروبی بیارتا بجویم زر خود را در غ

página 48 de 51