Ganj E Hozour Programs

  • Autor: Vários
  • Narrador: Vários
  • Editor: Podcast
  • Mas informaciones

Informações:

Sinopsis

Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)

Episodios

  • Ganj e Hozour audio Program #379

    14/12/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۴۸۵صبح است و صبوح است بر این بام برآییماز ثور گریزیم و به برج قمر آییمپیکار نجوییم و ز اغیار نگوییمهنگام وصال است بدان خوش صور آییمروی تو گلستان و لب تو شکرستاندر سایهاین هر دو همه گلشکر آییمخورشید رخ خوب تو چون تیغ کشیده‌ستشاید که به پیش تو چو مه شب سپر آییمزلف تو شب قدر و رخ تو همه نوروزما واسطه روز و شبش چون سحر آییماین شکل ندانیم که آن شکل نمودیور زانک دگرگونه نمایی دگر آییمخورشید جهانی تو و ما ذره پنهاندرتاب در این روزن تا در نظر آییمخورشید چو از روی تو سرگشته و خیره‌ستما ذره عجب نیست که خیره نگر آییمگفتم چو بیایید دو صد در بگشاییدگفتند که این هست ولیکن اگر آییمگفتم که چو دریا به سوی جوی نیایدچون آب روان جانب او در سفر آییمای ناطقه غیب تو برگوی کهتا مااز مخبر و اخبار خوشت خوش خبر آییم

  • Ganj e Hozour audio Program #378

    07/12/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۹۷۶ شد جادوی حرام و حق ز جادوی بری بر تو حرام نیست که محبوب ساحری می‌بند و می‌گشا که همین است جادوی می‌بخش و می‌ربا که همین است داوری دریا بدیده‌ایم که در وی گهر بود دریا درون گوهر کی کرد باوری سحر حلال آمد بگشاد پر و بال افسانه گشت بابل و دستان سامری همیان زر نهاده و معیوب می‌خرد ای عاشقان کی دید که شد ماه مشتری امروز می‌گزید ز بازار اسپ او اسپان پشت ریش و یدک‌های لاغری گفتم که اسب مرده چنین راه کی برد گفتا که راه ما نتوان شد به لمتری کشتی شکسته باید در آبگیر خضر کشتی چو نشکنی تو نه کشتی که لنگری دنیا چو قنطره‌ست گذر کن چو پا شکست با پای ناشکسته از این پول نگذری زیرا رجوع ضد قدوم است و عکس او است فرمان ارجعی را منیوش سرسریمولوی، مثنوی، دفتر چهارم، سطر ۳۱۸۹ای برادر دانک شه‌زاده توی در جهان کهنه زاده از نوی کابلی جادو این دنیاست کو کرد مردان را اسیر رنگ و بو چون در افکندت دریغ آلوده روذ دم به دم می‌خوان و می‌دم قل اعوذ تا رهی زین جادوی و زین قلق استعاذت خواه از رب

  • Ganj e Hozour audio Program #377

    30/11/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۵۶۵ای دشمن روزه و نمازموی عمر و سعادت درازمهر پرده که ساختم دریدیبگذشت از آنک پرده سازمای من چو زمین و تو بهاریپیدا شده از تو جمله رازمچون صید شدم چگونه پرمچون مات توام دگر چه بازمپروانه من چو سوخت بر شمعدیگر ز چه باشد احترازمنزدیکتری به من ز عقلمپس سوی تو من چگونه یازمبگداز مرا که جمله قندمگر من فسرم وگر گدازمیک بارگی از وفا مشو دستیک بار دگر ببین نیازمیک بار دگر مرا فسون خوانوز روح مسیح کن طرازمبر قنطره بست باج دارماز بهر عبور ده 

  • Ganj e Hozour audio Program #376

    23/11/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۹۷۰دیده‌ها شب فراز باید کرد روز شد دیده باز باید کرد ترک ما هر طرف که مرکب راند آن طرف ترک تاز باید کرد مطبخ جان به سوی بی‌سوییست پوز آن سو دراز باید کرد چون چنین کان زر پدید آمد خویش را جمله گاز باید کرد جامه عمر را ز آب حیات چون خضر خوش طراز باید کرد چون غیورست آن نبات حیات زین شکر احتراز باید کرد چون چنین نازنین به خانه ماست وقت نازست ناز باید کرد با گل و خار ساختن مردیست مرد را ساز ساز باید کرد قبله روی او چو پیدا شد کعبه‌ها را نماز باید کرد سجده‌هایی که آن سری باشد پیش آن سرفراز باید کرد پیش آن عشق عاقبت محمود خویشتن را ایاز باید کرد چون حقیقت نهفته در خمشیست ترک گفت مجاز باید کردمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۷۳۰اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنندکره تند فلک را هر سحرگه زین کنند چون بتازند آسمان هفتمین میدان شود چون بخسپند آفتاب و ماه را بالین کنند ماهیانی کاندرون جان هر یک یونسیست گلبنانی که فلک را خوب و خوب آیین کنند دوزخ آشامان جنت بخش روز رستخیز حا

  • Ganj e Hozour audio Program #375

    16/11/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۷۲۴همه جمال تو بینم چو چشم باز کنمهمه شراب تو نوشم چو لب فراز کنمحرام دارم با مردمان سخن گفتنو چون حدیث تو آید سخن دراز کنمهزار گونه بلنگم به هر رهم که برندرهی که آن به سوی تو است ترک تاز کنماگر به دست من آید چو خضر آب حیاتز خاک کوی تو آن آب را طراز کنمز خارخار غم تو چو خارچین گردمز نرگس و گل صدبرگ احتراز کنمز آفتاب و ز مهتاب بگذرد نورمچو روی خود به شهنشاه دلنواز کنمچو پر و بال برآرم ز شوق چون بهرامبه مسجد فلک&nb

  • Ganj e Hozour audio Program #374

    09/11/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۰۵۷یار شو و یار بین دل شو و دلدار بیندر پی سرو روان چشمه و گلزار بینبرجه و کاهل مباش در ره عیش و معاشپیشکشی کن قماش رونق تجار بینجمله تجار ما اهل دل و انبیاهمره این کاروان خالق غفار بینآمد محمود باز بر در حجره ایازعشق گزین عشقباز دولت بسیار بینخاک ایازم که او هست چو من عشق خوعشق شود عشق جو دلبر عیار بینسنت نیکو است این چارق با پوستینقبله کنش بهر شکر باقی از ایثار بینساعت رنج و بلا چارق بین می‌شویبی‌مرضی خویش را خسته و بیمار بین

  • Ganj e Hozour audio Program #373

    02/11/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۸۴۸چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردنچه باشد ناز معشوقان بجز بیگانگی کردنز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستنز پروانه بیاموزید آن مردانگی کردنچو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخرکه آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردنسرافراز است که لیکن نداند ذره باشیدنچه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردنبه پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستنمیان کوره با آتش چو زر همخانگی کردنگر آب جوی شیرین است ولی کو هیبت دریاکجا فرزین شه بودن کجا فرزانگی کردنتویی پیمانه اسرار گوش&n

  • Ganj e Hozour audio Program #372

    26/10/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۲۷۱باز درآمد طبیب از در رنجور خویش دست عنایت نهاد بر سر مهجور خویش بار دگر آن حبیب رفت بر آن غریب تا جگر او کشید شربت موفور خویش شربت او چون ربود گشت فنا از وجود ساقی وحدت بماند ناظر و منظور خویش نوش ورا نیش نیست ور بودش راضیم نیست عسل خواره را چاره ز زنبور خویش این شب هجران دراز با تو بگویم چراست فتنه شد آن آفتاب بر رخ مستور خویش غفلت هر دلبری از رخ خود رحمتست ور نه ببستی نقاب بر رخ مشهور خویش عاشق حسن خودی لیک تو پنهان ز خود خلعت وصلت بپوش بر تن این عور خویش شکر که خورشید عشق رفت به برج حمل در دل و جان‌ها فکند پرورش نور خویش شکر که موسی برست از همه فرعونیان باز به میقات وصل آمد بر طور خویش عیسی جان دررسید بر سر عازر دمید عازر از افسون او حشر شد از گور خویش باز سلیمان رسید دیو و پری جمع شد بر همه شان عرضه کرد خاتم و منشور خویش ساقی اگر بایدت تا کنم این را تمام باده گویا بنه بر لب مخمور خویشمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۲۸۴خواجه تو عارف بده‌ای نوبت دولت زده‌ای کامل جان

  • Ganj e Hozour audio Program #371

    19/10/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۳۰۰۸خواجه سلام علیک گنج وفا یافتیدل به دلم نه که تو گمشده را یافتیهم تو سلام علیک هم تو علیک السلامطبل خدایی بزن کاین ز خدا یافتیخواجه تو چونی بگو در بر آن ماه روآنک ز جا برترست خواجه کجا یافتیساقی رطل ثقیل از قدح سلسبیلحسرت رضوان شدی چونک رضا یافتیای رخ چون زر شده گنج گهر برزدیوی تن عریان کنون باز قبا یافتیای دل گریان کنون بر همه عالم بخندیار منی بعد از این یار مرا یافتیخواجه تویی خویش من پیش من آ پیش منتا که بگویم تو را من&nbs

  • Ganj e Hozour audio Program #370

    12/10/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۷۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۵۱۰باز به بط گفت که صحرا خوشستگفت شبت خوش که مرا جا خوشستسر بنهم من که مرا سر خوشستراه تو پیما که سرت ناخوشستگر چه که تاریک بود مسکنمدر نظر یوسف زیبا خوشستدوست چو در چاه بود چه خوشستدوست چو بالاست به بالا خوشستدر بن دریا به تک آب تلخدر طلب گوهر رعنا خوشستبلبل نالنده به گلشن به دشتطوطی گوینده شکرخا خوشستتابش تسبیح فرشته‌ست و روحکاین فلک نادره مینا خوشستچونک خدا روفت دلت را ز حرصرو به دل آور دل یکتا خوشستاز تو چو انداخت خدا رنج کاررو به&nbs

  • Ganj e Hozour audio Program #369

    05/10/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۶۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۶۴۴تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شدهر جا که نشینیم چو فردوس برین شدآن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوجهر یک چو رخ حوری و چون لعبت چین شدآن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانندگر بئس قرین بود کنون نعم قرین شدبالا همه باغ آمد و پستی همگی گنجآخر تو چه چیزی که جهان از تو چنین شدزان روز که دیدیمش ما روزفزونیمخاری که ورا جست گلستان یقین شدهر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بستوان سنگ سیه نیز از او لعل ثمین شدبسیار زمین‌ها&nb

  • Ganj e Hozour audio Program #368

    28/09/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۶۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۳۰۶۹نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلدارینگاه دار نظر از رخ دگر یاریوگر نه به سینه درآید به غیر آن دلبربگو برو که همی‌ترسم از جگرخواریهلا مباد که چشمش به چشم تو نگرددرون چشم تو بیند خیال اغیاریبه من نگر که مرا یار امتحان‌ها کردبه حیله برد مرا کشکشان به گلزاریگلی نمود که گل‌ها ز رشک او می‌ریختبتی که جمله بتان پیش او گرفتاریچنین چنین به تعجب سری بجنبانیدکه نادرست و غریبست درنگر باریچنانک گفت طراریم دزد در پی توستچو من سپس نگریدم ربود دستاریز آب دیده داوود سب

  • Ganj e Hozour audio Program #367

    21/09/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۶۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۴۶۸با وی از ایمان و کفر باخبری کافریستآنک از او آگهست از همه عالم بریستآه که چه بی‌بهره‌اند باخبران زانک هستچهره او آفتاب طره او عنبریستآه از آن موسیی کانک بدیدش دمیگشته رمیده ز خلق بر مثل سامریستبر عدد ریگ هست در هوسش کوه طوربر عدد اختران ماه ورا مشتریستچشم خلایق از او بسته شد از چشم بندزانک مسلم شده چشم ورا ساحریستاوست یکی کیمیا کز تبش فعل اوزرگر عشق ورا بر رخ من زرگریستپای در آتش بنه همچو خلیل ای پسرکآتش از لطف او روضه نیلوفریستچون رخ گلزار او هست چراگاه روحروح از آن لاله زار آه که چون پروریستمفخر جان شمس دین عقل به تبریز یافتآن گهری را که بحر در نظرش سرسریستمولوی، مثنوی، دفتر دوم، سطر ۳۵۵۰چشم تو بیدار و دل خفته بخوابچشم من خفته دلم در فتح بابمر دلم را پنج حس دیگرستحس دل را هر دو عالم منظرستتو ز ضعف خود مکن در من نگاهبر تو شب بر من همان شب چاشتگاهبر تو زندان بر من آن زندان چو باغعین مشغولی مرا گشته فراغپای تو در گل مرا گل گشته گلمر ترا ماتم مرا سور و دهلدر زمینم با ت

  • Ganj e Hozour audio Program #275

    14/09/2011

    برنامه صوتی شماره ۲۷۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۱جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو رااز زعفران روی من رو می‌بگردانی چرایا این دل خون خواره را لطف و مراعاتی بکنیا قوت صبرش بده در یفعل الله ما یشااین دو ره آمد در روش یا صبر یا شکر نعمبی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه راهر گه بگردانی تو رو آبی ندارد هیچ جوکی ذره‌ها پیدا شود بی‌شعشعه شمس الضحیبی باده تو کی فتد در مغز نغزان مستی ییبی عصمت تو کی رود شیطان بلا حول و لانی قرص سازد قرصی یی مطبوخ هم مطبوخییتا درنیندازی 

  • Ganj e Hozour audio Program #366

    14/09/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۶۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۳۹۳برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیدهجویان و پای کوبان از آسمان رسیدهای جان چرا نشستی وقت می است و مستیآخر در این کشاکش کس نیست پاکشیدهبهر رضای مستی برجه بکوب دستیدستی قدح پرستی پرراوق گزیدهما را مبین چو مستان هر چه خورم می است آنافیون شود مرا نان مخموری دو دیدهنگذاشت آن قیامت تا من کنم ریاضتآن دیده‌اش ندیده گوشیش ناشنیدهاو آب زندگانی می‌داد رایگانیاز قطره قطره او فردوس بردمیدهاز دوست هر چه گفتم بیرون پوست گفتمزان سر چه دارد آن جان گفتار دم بریدهبا

  • Ganj e Hozour audio Program #365

    07/09/2011

    برنامه صوتی شماره ۳۶۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمت(PDF) ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۱۷۲هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد اودل گفت که کی آمد جان گفت مه مه رواو آمد در خانه ما جمله چو دیوانهاندر طلب آن مه رفته به میان کواو نعره زنان گشته از خانه که این جایمما غافل از این نعره هم نعره زنان هر سوآن بلبل مست ما بر گلشن ما نالانچون فاخته ما پران فریادکنان کوکودر نیم شبی جسته جمعی که چه دزد آمدو آن دزد همی‌گوید دزد آمد و آن دزد اوآمیخته شد بانگش با بانگ همه زان سانپیدا نشود بانگش در غلغله شان یک موو هو معک

página 47 de 51