Ganj E Hozour Programs

  • Autor: Vários
  • Narrador: Vários
  • Editor: Podcast
  • Mas informaciones

Informações:

Sinopsis

Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)

Episodios

  • Ganje Hozour audio Program #592

    27/01/2016

    برنامه صوتی شماره ۵۹۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۵ ژانویه ۲۰۱۶ ـ ۶ بهمن  PDF ،تمامی اشعار این برنامه All Peoms, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۶۴۱ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 2641, Divan e Shamsگیرم که نبینی رخ آن دختر چینیاز جنبش او جنبش این پرده نبینی؟!از تابش آن مه که در افلاک نهان استصد ماه بدیدی تو در اجزای زمینیای برگ پریشان شده در باد مخالفگر باد نبینی تو نبینی که چنینی؟!گر باد ز اندیشه نجنبد تو نجنبیو آن باد اگر هیچ نشیند تو نشینیعرش و فلک و روح در این گردش احوالاشتر به قطارند و تو آن بازپسینیمی‌جنب تو بر خویش و همی‌خور تو از این خونکاندر شکم چرخ یکی طفل جنینیدر چرخ دلت ناگه یک درد درآیدسر برزنی از چرخ، بدانی که نه اینیماه نهمت چهره شمس الحق تبریزای آنک امان دو جهان را تو امینیتا ماه نهم صبر کن ای دل تو در این خونآن مه تویی ای شاه که شمس الحق و دینیمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۴ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi) , Book #2, Line # 34آن درختی کو شود با یار جفتاز هوای خوش ز سر تا پا شکفتدر خزان چون دید او یار خلافدر کشید او رو و سر زیر لحافگفت: یا

  • Ganje Hozour audio Program #591

    20/01/2016

    برنامه صوتی شماره ۵۹۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۸ ژانویه ۲۰۱۶ ـ ۲۹ دی  PDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۱ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 191, Divan e Shams بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را چشمی چنین بگردان کوری چشم بد را خود را بزن تو بر من اینست زنده کردن بر مرده زن چو عیسی افسون مُعتَمَد(۱) را ای رویت از قمر به آن رو به روی من نه تا بنده دیده باشد صد دولت ابد را در واقعه بدیدم کز قند تو چشیدم با آن نشان که گفتی این بوسه نام زد را جان فرشته بودی یا رب چه گشته بودی کز چهره می‌نمودی مْ یَتَّخِذْ وَلَد* را چون دست تو کشیدم صورت دگر ندیدم بی هوشیی بدیدم گم کرده مر خرد را جام چو نار درده بی‌رحم وار درده تا گم شوم ندانم خود را و نیک و بد را این بار جام پر کن لیکن تمام پر کن تا چشم سیر گردد یک سو نهد حسد را درده میی ز بالا در لا اله الا تا روح اله بیند ویران کند جسد را از قالب نمدوش رفت آینه خرد خوش چندانک خواهی اکنون می‌زن تو این نمد را مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۷۵۶ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 6, Line

  • Ganje Hozour audio Program #590

    13/01/2016

    برنامه صوتی شماره ۵۹۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۱ ژانویه ۲۰۱۶ ـ ۲۲ دی  PDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۲۶۵Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 1265, Divan e Shamsآن مه که هست گردون(۱) گردان و بی‌قرارشوان جان که هست این جان وین عقل مُستَعارش(۲)هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جان‌هاوین اختیارها را بشکسته اختیارشمن جسم و جان ندانم، من این و آن ندانممن در جهان ندانم جز چشم پرخمارشآن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزشوان لطف توبه سوزش وان خلق چون بهارشعشقش بلای توبه داده سزای توبهآخر چه جای توبه با عشق توبه خوارش؟!چون دوست و دشمن او هستند رهزن اوماییم و دامن او، بگرفته استوارشاز عشق جام و دورش شاید کشید جورشچون گوش دوست داری می‌بوس گوشوارشمن حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارمور نه کجا رسد کس در حد و در شمارشلطفش همی‌شمارم، دل با دم شمردهجانیش بخش آخر ای کشته زار زارشمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۵۰۶Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 2, Line # 3506تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار می‌گوید.صوفیان بر صوفیی شُنْعه(۳) زدندپیش شیخ

  • Ganje Hozour audio Program #589

    06/01/2016

    برنامه شماره ۵۸۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۴ ژانویه ۲۰۱۶ ـ ۱۵ دی  PDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۶۶۱Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 1661, Divan e Shamsسالکان راه را محرم شدمساکنان قدس را همدم شدمطارمی(۱) دیدم برون از شش جهتخاک گشتم، فرش آن طارم شدمخون شدم جوشیده در رگ‌های عشقدر دو چشم عاشقانش نم شدمگه چو عیسی جملگی گشتم زبانگه دل خاموش چون مریم شدمآنچ از عیسی و مریم یاوه(۲) شدگر مرا باور کنی آن هم شدمپیش نشترهای(۳) عشق لَم یَزَل(۴)زخم گشتم صد ره و مرهم شدمهر قدم همراه عزرائیل بودجان مبادم گر از او درهم شدمرو به رو با مرگ کردم حرب‌هاتا ز عین مرگ من خرم شدمسست کردم تنگ هستی را تمامتا که بر زین بقا محکم شدمبانگ نای لم یزل بشنو ز منگر چو پشت چنگ اندر خم شدمرو نمود الله اعلم مر مراکشته الله و پس اعلم شدمعید اکبر شمس تبریزی بودعید را قربانی اعظم شدممولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۲۵۹Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 3, Line # 1259پیل اندر خانهٔ تاریک بودعرضه را آورده بودندش هنود(۵)مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۲

  • Ganje Hozour audio Program #588

    30/12/2015

    برنامه صوتي شماره ۵۸۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۹ دسامبر ۲۰۱۵ ـ ۸ دی  PDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۶۸۱Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) #681, Divan e Shams کسی که غیر این سوداش نبودز ذوق ماش یاد ماش نبودمثال گوی در میدان حیرتدوان باشد، اگر چه پاش نبودوجودی که نرست از سایه خوش(۱)پناه سایه عنقاش(۲) نبودنماید آینه سیمای هر کسازیرا(۳) صورت و سیماش نبودبه روزی صد هزاران عیب و خوبیبگوید آینه، غوغاش نبودندارد آینه با زشت بغضیهوای چهره زیباش نبوددهانی زین شکر مجروح گرددکه دندان‌های شکرخاش(۴) نبودبه پرهای عجب دل برپریدیولیک از دام او پرواش نبودبرو چون مه پی خورشید می‌کاهکه بی‌کاهش جمال افزاش نبودمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۴۶۳Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 1, Line # 2463نه که قلب و قالبم در حکم اوست؟لحظه‌ای مغزم کند یک لحظه پوستسبز گردم چونک گوید: کشت باشزرد گردم چونک گوید: زشت باشلحظه‌ای ماهم کند یک دَم سیاهخود چه باشد غیر این کار اله؟پیش چوگانهای حکم کُنْ فَکانمی‌دویم اندر مکان و لامکان قرآن کریم،

  • Ganje Hozour audio Program #587

    23/12/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۱ دسامبر ۲۰۱۵ ـ ۱ دی  PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۷۱۳چنان گشتم ز مستی و خرابیکه خاکی را نمی‌دانم ز آبیدر این خانه نمی‌یابم کسی راتو هشیاری، بیا، باشد بیابیهمین دانم که مجلس از تو برپاستنمی‌دانم شرابی یا کبابیبه باطن جان جان جان جانیبه ظاهر آفتاب آفتابیاز آن رو خوش فسونی که مسیحیاز آن رو دیوسوزی که شهابیمرا خوش خوی کن، زیرا شرابیمرا خوش بوی کن، زیرا گلابیصبایی، که بخندانی چمن رااگر چه تشنگان را تو عذابیبیا، مستان بی‌حد بین به بازاراگر تو محتسب(۱) در احتسابی(۲)چو نان خواهان، گهی اندر سؤالیچو رنجوران، گهی اندر جوابیمثال برق، کوته خنده تواز آن محبوس ظلمات سحابی(۳)درآ در مجلس سلطان باقیببین گردان جِفانٍ کَالْجَوابی*(۴)تو خوش لعلی ولیکن زیر کانیتو بس خوبی ولیکن در نقابیبه سوی شه پری باز سپیدیوگر پری به گورستان، غرابی(۵)جوان بختا بزن دستی و می‌گوشبابی یا شبابی یا شبابیمگو با کس سخن ور سخت گیردبگو وَاللهِ اَعْلَمْ بِالصَّوابیمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۴۴۵۳ترک جَلْدی کن کزین ناواقفی(۶)لب ببند، اللُه اعلَمْ بِالْخَ

  • Ganje Hozour audio Program #586

    16/12/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۴ دسامبر ۲۰۱۵ ـ ۲۵ آذر  PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۹۲۴آه از عشق جمال حورییکو گرفت از عاشقانش دورییزندگی نو به نو، از کشتنشصحت تازه شد از رنجورییگر گهر داری، ببین حال مرادر تک دریا ز دریا دورییگفتم ای عقلم کجایی؟ عقل گفت:«چون شدم می چون کنم انگوریی»؟جان بسوز و سرمه کن خاکسترشتا نماند در دو عالم کورییتا کند جان‌های بی‌جان در سماعگرد آن شهد ازل زنبورییتا کند آن شمس تبریزی به حقجمله ویران‌هات را معموریی(۱)مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۴۹۲اهل صیقل رَسته‌اند از بوی و رنگهر دمی بینند خوبی بی درنگنقش و قشر علم را بگذاشتندرایت(۲) عین الیقین افراشتندرفت فکر و روشنایی یافتندنَحْر(۳) و بحر آشنایی یافتندمرگ کین جمله ازو در وحشتندمی‌کنند این قوم بر وی ریش‌خندکس نیابد بر دل ایشان ظَفَر(۴)بر صدف آید ضرر نَى بر گُهَرگرچه نحو و فقه را بگذاشتندلیک مَحْو(۵) و فقر را برداشتندمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۰۷۳تفسیر وَ هُوَ مَعَکُمْیک سبد پر نان تو را برفرق سرتو همی خواهی لب نان در به در؟در سر خود پیچ، هِلْ(۶) خیره

  • Ganje Hozour audio Program #585

    09/12/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۷ دسامبر ۲۰۱۵ ـ ۱۷ آذر  PDF ،تمامی اشعار این برنامه  مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۳۴۹ تا نزند آفتاب خیمه نور جلال حلقه مرغان روز کی بزند پر و بال؟! از نظر آفتاب گشت زمین لاله زار خانه نشستن کنون هست وبال وبال(۱) تیغ کشید آفتاب، خون شفق(۲) را بریخت خون هزاران شفق طلعت(۳) او را حلال چشم گشا عاشقا، بر فلک جان ببین صورت او چون قمر، قامت من چون هلال عرضه کند هر دمی ساغر جام بقا شیشه شده من ز لطف ساغر او مال مال(۴) چشم پر از خواب بود گفتم:« شاها، شبست» گفت که:« با روی من شب بود اینک مُحال(۵)» تا که کبود است صبح روز بود در گمان چونک بشد نیم روز نیست دگر قیل و قال(۶) تیز نظر کن تو نیز در رخ خورشید جان وز نظر من نگر تا تو ببینی جمال در لُمع(۷) قرص او صورت شه شمس دین زینت تبریز، کوست سعد(۸) مبارک به فال مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۱۸۲ ور مثال احمقی پیدا شود ظلمت شب پیش او روشن بود کو ز شب مُظلِم‌تر(۹) و تاری‌ترست لیک خفاش شَقی(۱۰) ظلمت‌خرست اندک اندک خوی کن با نور روز ورنه خفاشی بمانی بیفروز مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۱۹ ای نشسته تو

  • Ganje Hozour audio Program #584

    02/12/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۳۰ نوامبر ۲۰۱۵ ـ ۱۰ آذر  PDF ،تمامی اشعار این برنامه مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۱۶۹هست کسی صافی و زیبانظرتا بکند جانب بالا نظر؟هست کسی پاک از این آب و گلتا بکند جانب دریا نظر؟پا بنهد بر کمر کوه قاف(۱)تا بزند بر پر عنقا(۲) نظر؟تا که نظر مست شود ز آفتاب؟تا بشود بی‌سر و بی‌پا نظر؟هست کسی را مدد از نور عشقتا فتدش جمله بدان جا نظر؟آب هم از آب مصفا شودهم ز نظر یابد بینا نظرجمله نظر شو که به درگاه حقراه نیابد مگر الا نظرمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۶۳۷رو سرافیلی شو اندر امتیازدر دمندهٔ روح و مست و مست‌سازمست را چون دل مزاح(۳) اندیشه شداین ندانم و آن ندانم پیشه شداین ندانم و آن ندانم بهر چیست؟تا بگویی آنکه می‌دانیم کیستنفی بهر ثبت باشد در سخننفی بگذار و ز ثبت آغاز کننیست این و نیست آن هین واگذارآنکه آن هست است آن را پیش آرنفی بگذار و همان هستی پرستاین در آموز ای پدر زان ترک مستمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۶۴۳استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح(۴) و تفسیر این حدیث کی نَّ ِلِله تَعالی شَراباً اَعَدَّهُ لِاَوْلیائِه اِ

  • Ganje Hozour audio Program #583

    25/11/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۶ نوامبر ۲۰۱۵ ـ ۲۶ آبان  PDF ،تمامی اشعار این برنامه مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۹۴۲ اندر مصاف(۱) ما را در پیش رو سپر نی و اندر سماع(۲) ما را از نای و دف خبر نی ما خود فنای عشقیم، ما خاک پای عشقیم عشقیم توی بر تو، عشقیم کل، دگر نی خود را چو درنوردیم، ما جمله عشق گردیم سرمه(۳) چو سوده(۴) گردد، جز مایه نظر نی هر جسم کو عَرَض(۵) شد، جان و دل غرض شد بگداز کز مرض‌ها ز افسردگی بتر نی از حرص آن گدازش، وز عشق آن نوازش باری جگر درونم خون شد، مرا جگر نی صدپاره شد دل من، و آواره شد دل من امروز اگر بجویی در من ز دل اثر نی در قرص مه نگه کن، هر روز می‌گدازد تا در محاق(۶) گویی، کاندر فلک قمر نی لاغرتری آن مه از قرب شمس باشد در بعد زفت(۷) باشد، لیکش چنان هنر نی شاها ز بهر جان‌ها زهره فرست مطرب کُفْو(۸) سماع جان‌ها این نای و دف تر نی نی نی که زهره چه بود؟! چون شمس عاجز آمد درخورد این حراره(۹) در هیچ چنگ و خور نی مولوی، دیوان شمس، رباعی شمارهٔ ۸۳۶ گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی به هستیت بگرایند ور پست شوی، نگنجی در عالم وانگاه ترابی تو به تو بن

  • Ganje Hozour audio Program #582

    18/11/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۶ نوامبر ۲۰۱۵ ـ ۲۶ آبان  PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۴۴۵این طرفه آتشی که دمی بر قرار نیستگر نزد یار باشد و گر نزد یار نیستصورت چه پای دارد کو را ثبات نیست؟!معنی چه دست گیرد چون آشکار نیست؟!عالم شکارگاه و خلایق همه شکارغیر نشانه‌ای ز امیر شکار نیستهر سوی کار و بار که ما میر و مهتریموان سو که بارگاه امیرست، بار نیستای روح دست برکن و بنمای رنگ خوشکاین‌ها همه بجز کف و نقش و نگار نیستهر جا غبار خیزد آن جای لشکرستکآتش همیشه بی‌تَف(۱) و دود و بخار نیستتو مرد را ز گرد ندانی، چه مردیست؟!در گرد مرد جوی که با گرد کار نیستای نیکبخت اگر تو نجویی بجویدتجوینده‌ای که رحمت وی را شمار نیستسیلت چو دررباید دانی که در رهشهست اختیار خلق ولیک اختیار نیستدر فقر عهد کردم تا حرف کم کنماما گلی که دید که پهلوش خار نیست؟!ما خار این گلیم برادر، گواه باشاین جنس خار بودن فخرست، عار نیستمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۹۰۵ماه را با زفتی و زاری(۲) چه کاردر پی خورشید پوید سایه‌واربا قضا هر کو قراری می‌دهدریشخند سَبلت(۳) خود می‌کندکاه‌بر

  • Ganje Hozour audio Program #581

    11/11/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۹ نوامبر ۲۰۱۵ ـ ۱۹ آبان  PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۷۱۸ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیمبسته شکرخنده را تا که بگریانیمترش نگردم از آنک از تو همه شکرمگریه نصیب(۱) تن است، من گهر جانیمدر دل آتش روم، تازه و خندان شومهمچو زر سرخ، از آنک جمله زر کانیمدر دل آتش اگر غیر تو را بنگرمدار مرا سنگسار، ز آنچ من ارزانیمهیچ نشینم به عیش، هیچ نخیزم به پاجز تو که برداریم، جز تو که بنشانیماین دل من صورتی گشت و به من بنگریدبوسه همی‌داد دل بر سر و پیشانیمگفتم: ای دل بگو، خیر بود، حال چیست؟تو نه که نوری همه؟ من نه که ظلمانیم؟ور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیست؟مست بخندید و گفت دل که: نمی‌دانیمرو، مطلب تو محال، نیست زبان را مجالسوره کهفم که تو خفته فروخوانیمزود بر او درفتاد صورت من پیش دلگفت: «بگو راست ای صادق(۲) ربّانیم(۳)»گفت که: «این حیرت از منظر شمس حق استمفخر(۴) تبریزیان، آنک در او فانیم»مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۴۸۵خدای بخشد و گیرد، بیارد و ببردکه کار او، نه به میزان(۵) ع

  • Ganje Hozour audio Program #580

    04/11/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۸۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲ نوامبر ۲۰۱۵ ـ ۱۲ آبان  PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامه مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۲۸ ما را سفری فتاد بی‌ ما آن جا دل ما گشاد بی‌ ما آن مه که ز ما نهان همی‌شد رخ بر رخ ما نهاد بی‌ ما چون در غم دوست جان بدادیم ما را غم او بزاد بی‌ ما ماییم همیشه مست بی‌ می ماییم همیشه شاد بی‌ ما ما را مکنید یاد هرگز ما خود هستیم یاد بی‌ ما بی ما شده‌ایم شاد، گوییم ای ما که همیشه باد بی‌ ما درها همه بسته بود بر ما بگشود چو راه داد بی‌ ما با ما دل کیقباد بنده‌ست بنده‌ست چو کیقباد بی‌ ما ماییم ز نیک و بد رهیده از طاعت و از فساد بی‌ ما مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۹۰۶ فروکشم به نمد در چو آینه رخ فکرت چو آینه بنمایم، کی رام شد، کی حرون(۱) شد منم که هجو(۲) نگویم بجز خواطر خود را که خاطرم نفسی عقل گشت و گاه جنون شد مرا درونه تو شهری جدا شمر به سر خود به آب و گل نشد آن شهر من به کن فیکون شد سخن ندارم با نیک و بد من از بیرون که آن چه کرد و کجا رفت و این ز وسوسه چون شد خموش کن که هجا(۳) را به خود کشد دل نادان همیشه بود نظرهای کژنگر،

  • Ganje Hozour audio Program #579

    28/10/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۷۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۶ اکتبر ۲۰۱۵ ـ ۵ آبان PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۴۸۵سه روز شد که نگارین(۱) من دگرگونستشکر ترش نبود، آن شکر ترش چونست؟به چشمه‌ای که درو آب زندگانی بودسبو ببردم و دیدم، که چشمه پرخونستبه روضه‌ای(۲) که درو، صد هزار گل می‌رستبه جای میوه و گل، خار و سنگ و هامونستفسون(۳) بخوانم و بر روی آن پری بدمماز آنک کار پری خوان، همیشه افسونستپری من به فسون‌ها، زبون شیشه نشدکه کار او، ز فسون و فسانه بیرونستمیان ابروی او خشم‌های دیرینه‌ستگره در ابروی لیلی، هلاک مجنونستبیا بیا که مرا، بی‌تو زندگانی نیستببین ببین که مرا، بی‌تو چشم جیحونستبه حق روی چو ماهت که چشم روشن کناگر چه جرم من از جمله خلق افزونستبه گرد خویش برآید دلم که جرمم چیستاز آنک هر سببی با نتیجه مقرونست(۴)ندا همی‌رسدم از نقیب(۵) حکم ازلکه گرد خویش مجو، کاین سبب نه زان کونستخدای بخشد و گیرد، بیارد و ببردکه کار او، نه به میزان عقل موزونستبیا بیا که هم اکنون به لطف «کُنْ فَیَکون»*بهشت در بگشاید که «غَیرُ مَمْنون»** ستز عین خار ببینی شکو

  • Ganje Hozour audio Program #578

    21/10/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۷۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۹ اکتبر ۲۰۱۵ ـ ۲۸ مهر PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۷۰مطربا، بردار چنگ و لحن موسیقار(۱) زنآتش از جرمم بیار و اندر استغفار(۲) زنای کلیم(۳) عشق، بر فرعون هستی حمله بربر سر او تو عصای محو، موسی وار زنعقل از بهر هوس‌ها دارداری(۴) می کندزود چشمش را ببند و بهر او تو دار زنور بگوید من به دانش نظم کاری می کنمآتشی دست آور و در نظم و اندر کار زندر غریبستان جان، تا کی شوی مهمان خاک؟!خاک اندر چشم این مهمان و مهمان دار زنمطربا، حسنت ز پرگار خرد بیرونتر استخیمه عشرت(۵)، برون از عقل و از پرگار زنتار چنگت را ز پود صرف می، جانی بدهزان حراره(۶) کهنه نوبخت، بر اوتار(۷) زنبر در مخدوم(۸) شمس الدین، ز دیده آب زندر همه هستی ز نار چهره او نار زناز یکی دستان او خورشید و مه را خفته کنپس نهان زو، چنگ اندر دولت بیدار زنعقل هشیارت قبایی دوخت بهر شمس دینتو ز عشق او به چشم منکران مسمار(۹) زنبر براق(۱۰) عشق بنشین جانب تبریز روو آنگهی زانو ز بهر غمزه(۱۱) خون خوار زنمولوی، مثنوی، دفتر

  • Ganje Hozour audio Program #577

    14/10/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۷۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۲ اکتبر ۲۰۱۵ ـ ۲۱ مهر PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۵۷۲جانا، به غریبستان چندین به چه می‌مانی؟!بازآ تو از این غربت، تا چند پریشانی؟!صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادمیا راه نمی‌دانی، یا نامه نمی‌خوانیگر نامه نمی‌خوانی، خود نامه تو را خواندور راه نمی‌دانی، در پنجه ره دانیبازآ که در آن محبس قدر تو نداند کسبا سنگ دلان منشین، چون گوهر این کانیای از دل و جان رسته، دست از دل و جان شستهاز دام جهان جسته، بازآ، که ز بازانیهم آبی و هم جویی، هم آب همی‌جوییهم شیر و هم آهویی، هم بهتر از ایشانیچند است ز تو تا جان؟ تو طرفه تری یا جان؟آمیخته‌ای با جان، یا پرتو جانانی؟نور قمری در شب، قند و شکری در لبیا رب! چه کسی، یا رب! اعجوبه ربانیهر دم ز تو زیب(۱) و فر، از ما دل و جان و سربازار چنین خوشتر، خوش بدهی و بستانیاز عشق تو جان بردن، وز ما چو شکر مردنزهر از کف تو خوردن، سرچشمه حیوانیمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۴۶۷چون شکر و چون شیرم با خود زنم و گیرمطبعم چو جنون آرد زنجیر بجنبانم مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۶۷۰ما

  • Ganje Hozour audio Program #576

    07/10/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۷۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۵ اکتبر ۲۰۱۵ ـ ۱۴ مهر PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۸۰۲می‌رسد یوسف مصری، همه اقرار دهیدمی‌خرامد چو دو صد تنگ شکر، بار دهیدجان بدان عشق سپارید و همه روح شویدوز پی صدقه از آن رنگ به گلزار دهید جمع رندان و حریفان همه یک رنگ شدیمگروی‌ها بستانید و به بازار دهیدتا که از کفر و ز ایمان بنماند اثریاین قدح را ز می‌ شرع به کفار دهیداول این سوختگان را به قدح دریابیدو آخرالامر بدان خواجه هشیار دهیددر کمینست خرد، می‌نگرد از چپ و راستقدح زفت(۱) بدان پیرک طرار(۲) دهیدهر کی جنس است بر این آتش عشاق نهیدهر چه نقدست به سرفتنه اسرار دهیدکار و بار از سر مستی و خرابی ببریدخویش را زود، به یک بار، بدین کار دهیدآتش عشق و جنون چون بزند بر ناموسسر و دستار به یک ریشه دستار دهیدجان‌ها را بگذارید و در آن حلقه رویدجامه‌ها را بفروشید و به خمار دهیدمی فروشیست سیه کار و همه عور(۳) شدیمپیرهن نیست کسی را مگر ایزار(۴) دهیدحاش لله که به تن جامه طمع کرده بودآن بهانه‌ست دل پاک به دلدار دهیدطالب جان صفا جامه چرا می‌خواهد؟!و آنک برده‌ست تن و

  • Ganje Hozour audio Program #575

    30/09/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۷۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵ ـ ۷ مهر PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۴۶۷این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم؟یک لحظه پری شکلم، یک لحظه پری خوانمدر آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعمهم دودم و هم نورم، هم جمع و پریشانمجز گوش رباب دل از خشم نمالم منجز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانمچون شکر و چون شیرم، با خود زنم و گیرمطبعم چو جنون آرد زنجیر بجنبانمای خواجه چه مرغم من! نی کبکم و نی بازمنی خوبم و نی زشتم، نی اینم و نی آنمنی خواجه بازارم، نی بلبل گلزارمای خواجه تو نامم نه، تا خویش بدان خوانمنی بنده نی آزادم، نی موم نه پولادمنی دل به کسی دادم، نی دلبر ایشانمگر در شرم و خیرم، از خود نه‌ام از غیرمآن سو که کشد آن کس، ناچار چنان رانممولوی، مثنوی، دفترششم، بیت ۴۵۰۵از هزاران یک کسی خوش‌منظر(۱)ستکه بداند کو به صندوق اندرست مولوی، مثنوی، دفترششم، بیت ۴۵۱۶فُرجه(۲) صندوق نَو نَو مُسْکِرست(۳)در نیابد کو به صندوق اندرست  حافظ، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شمارهٔ ۳۱۶حافظ از جور تو حاشا که بگرداند رویمن از آن روز که دربند توام آز

  • Ganje Hozour audio Program #574

    23/09/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۷۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۵ ـ ۳۱ شهریور PDF ،تمامی اشعار این برنامه مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۴۴۸ در مجلس آن رستم، در عربده(۱) بنشستم صد ساغر بشکستم، آهسته که سرمستم ای منکر هر زنده، خُنبک(۲) زنی و خنده ای هم خر و خربنده، آهسته که سرمستم ای عاقل چون لنگر، ای روت چو آهنگر در دلبر ما بنگر، آهسته که سرمستم تو شخصک(۳) چوبینی، گر پیشترک شینی صد دجله خون بینی، آهسته که سرمستم کاهل(۴) مشو ای ساقی، باقی است ز ما باقی پُر ده می راواقی(۵)، آهسته که سرمستم آن‌ها که ملولانند زین راه، چه گولانند!(۶) بس سرد فضولانند(۷)، آهسته که سرمستم شمس الحق آزاده، تبریز و می ساده تا حشر(۸) من افتاده، آهسته که سرمستم مولوی، دیوان شمس، رباعی شمارهٔ ۳۱۹ درویشی و عاشقی به هم سلطانیست گنجست غم عشق ولی پنهانیست ویران کردم بدست خود خانهٔ دل چون دانستم که گنج در ویرانیست فردوسی، شاهنامه، پادشاهی، کیکاووس و رفتن او به مازندران  به یزدان چنین گفت کای دادگر تو دادی مرا دانش و زور و فر(۹) که پیشم چه شیر و چه دیو و چه پیل بیابان بی‌آب و دریای نیل  بداندیش ب

  • Ganje Hozour audio Program #573

    16/09/2015

    برنامه صوتی شماره ۵۷۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۵ ـ ۲۴ شهریور PDF ،تمامی اشعار این برنامهمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌رویدانا و بینای رهی آن سو که دانی می‌رویبی‌همره جسم و عرض، بی‌دام و دانه و بی‌غرضاز تلخ کامی می‌رهی، در کامرانی می‌روینی همچو عقل دانه چین، نی همچو نفس پر ز کیننی روح حیوان زمین، تو جان جانی می‌رویای چون فلک دربافته‌، ای همچو مه درتافتهاز ره نشانی یافته، در بی‌نشانی می‌رویای غرقه سودای او، ای بیخود از صهبای(۱) اواز مدرسه اسمای او اندر معانی می‌رویای خوی تو چون آب جو داده زمین را رنگ و بوتا کس نپندارد که تو بی‌ارمغانی می‌رویکو سایه منصور حق تا فاش فرماید سبق؟کز مُسْتَعینی(۲) می‌رهی، در مُسْتَعانی(۳) می‌رویشب کاروان‌ها زین جهان بر می‌رود تا آسمانتو خود به تنهایی خود صد کاروانی می‌رویای آفتاب آن جهان، در ذره‌ای چونی نهان؟وی پادشاه شه نشان در پاسبانی می‌رویای بس طلسمات عجب بستی برون از روز و شبتا چشم پندارد که تو اندر مکانی می‌رویای لطف غیبی، چند تو شکل بهاری می‌شوی؟وی عدل مطلق، چند تو اندر خزانی م

página 24 de 51