Sinopsis
Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)
Episodios
-
Ganje Hozour audio Program #611
15/06/2016برنامه صوتی شماره ۶۱۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۱۳ ژوئن ۲۰۱۶ ـ ۲۵ خردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۴۸Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 1948, Divan e Shamsبانگ آید هر زمانی زین رواقِ(۱) آبگون(۲)آیتِ اِنّا بَنَیْنَاهَا وَ اِنّا مُوسِعُون(۱)که شْنود این بانگ را بیگوش ظاهر دم به دم؟تایِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّایِحُون(۲)نردبان حاصل کنید از ذِی المَعارِجْ، بر رویدتَعْرُجُ الرُّوحُ اِلَیْهِ وَ المَلایِک اَجْمَعُون(۳)کی تراشد نردبان چرخ نجار خیال؟ساخت معراجش(۳) یَدِ کُلٌّ اِلَیْنَا راجِعُون(۴)تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکرلا'یُلَقّاها فرو می خوان و اِلّا الصَّابِرُون(۵)بنگر این تیشه به دست کیست، خوش تسلیم شوچون گره مستیز با تیشه که نَحْنُ الغالبُون(۶)پایهای چند ار برآیی، باشی اَصْحَابُ الیَمینور رسی بر بام خود، اَلسَّابِقُونَ اَلسَّابِقُون(۷)گر ز صوفی خانه گردونی، ای صوفی برآواندرآ اندر صف اِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّون(۸)ور فقیری، کوس(۴) تَمَّ الفَقْرُ فَهْوَ الله ب
-
Ganje Hozour audio Program #610
08/06/2016برنامه صوتی شماره ۶۱۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۶ ژوئن ۲۰۱۶ ـ ۱۸ خرداد PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۴۶۱ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 461, Divan e Shams شاه گشادست رو دیده شه بین که راست؟ باده گلگون شه بر گل و نسرین که راست؟ شاه در این دم به بزم پای طرب در نهاد بر سر زانوی شه تکیه و بالین که راست؟ پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد؟ در تُتُق(۱) ابر تن ماه به تعیین که راست؟ ساغرها میشمرد وی بشده از شمار گر بنشد از شمار ساغر پیشین که راست؟ از اثر روی شه هر نفسی شاهدی(۲) سر کشد از لامکان گوید: «کابین(۳) که راست؟» ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق سینه صیاد کو؟ دیده شاهین که راست؟ هین که بُراقان(۴) عشق در چمنش میچرند تنگ درآمد وصال لایقشان زین که راست؟ سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل چهره زر لایق آن بر سیمین که راست؟ خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان در دو جهان همچو او شاه خوش آیین که راست؟ مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۴۸۲ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 1, Line # 2482 سبب حر
-
Ganje Hozour audio Program #609
01/06/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۳۰ مه ۲۰۱۶ ـ ۱۱ خرداد PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۸۳۱Rumi (Molana Jalaleddin) Peom (Qazal) # 2831, Divan e Shamsچو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری، غم و نوحه و فغانیچو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازمدر مسجدم بسوزد، چو بدو رسد اذانیرخ قبلهام کجا شد؟ که نماز من قضا شدز قضا رسد هماره، به من و تو امتحانیعجبا نماز مستان، تو بگو درست هست آن؟که نداند او زمانی، نشناسد او مکانیعجبا دو رکعت است این؟ عجبا که هشتمین است؟عجبا چه سوره خواندم؟ چو نداشتم زبانیدر حق چگونه کوبم، که نه دست ماند و نه دل؟دل و دست چون تو بردی، بده ای خدا امانیبه خدا خبر ندارم، چو نماز میگزارمکه تمام شد رکوعی، که امام شد فلانیپس از این چو سایه باشم پس و پیش هر امامیکه بکاهم و فزایم ز حراک(۱) سایه بانیبه رکوع سایه منگر، به قیام سایه منگرمطلب ز سایه قصدی، مطلب ز سایه جانیز حساب رست سایه، که به جان غیر جنبدکه همیزند دو دستک که کجاست سایه دانیچو شه است سایه بانم، چو روان شو
-
Ganje Hozour audio Program #608
25/05/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۲۳ مه ۲۰۱۶ ـ ۴ خرداد PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatعطار، دیوان اشعار، غزل شمارهٔ ۴۱۳ Attar Peom (Qazal) # 413, Divan e Ashaar عمر رفت و تو منی داری هنوز راه بر ناایمنی داری هنوز زخم کاید بر منی آید همه تا تو میرنجی منی داری هنوز صد منی میزاید از تو هر نفس وی عجب آبستنی داری هنوز پیر گشتی و بسی کردی سلوک طبع رند گُلخَنی(۱) داری هنوز همرهان رفتند و یاران گم شدند همچنان تو ساکنی داری هنوز روز و شب در پرده با چندین ملک عادت اهریمنی داری هنوز روی گردانیدهای از تیرگی پشت سوی روشنی داری هنوز دلبرت در دوستی کی ره دهد چون دلی پر دشمنی داری هنوز میزنی دم از پی معنی ولیک تو کجا آن چاشنی داری هنوز در گریبان کش سر و بنشین خموش چون بسی تر دامنی داری هنوز خویشتن را میکُش و میکش بلا زانکه نفس کشتنی داری هنوز رهبری چون آید از تو ای فرید چون تون عزم رهزنی داری هنوز مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۰۰۰ Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) # 3000, Divan e Shams هوشی است بند ما و به
-
Ganje Hozour audio Program #607
18/05/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۱۶ مه ۲۰۱۶ ـ ۲۸ اردیبهشت PDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format
-
Ganje Hozour audio Program #606
11/05/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۹ مه ۲۰۱۶ ـ ۲۱ اردیبهشت PDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Peoms, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۰۰۰ Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) #3000, Divan e Shamsساقی، بیار باده سَغراق(۱) ده منیاندیشه را رها کن، کاری است کردنیای نقد جان، مگوی که اَیّامُ بَیْنَنا(۲)گردن مخار خواجه، که وامی است گردنیای آب زندگانی، در تشنگان نگربر دوست رحم آر، به کوری دشمنیهوشی است بند ما و به پیش تو هوش چیست؟گر برج خیبر است، بخواهیش برکنیاندر مقام هوش همه خوف و زلزلهستدر بیهشی است عیش و مقامات ایمنیدر بزم بیهشی همه جانها مجردندرقصان چو ذرهها، خورشان نور و روشنیای آفتاب جان، در و دیوار تن بسوزقانع نمیشویم بدین نور روزنیاین قصه را رها کن، ما سخت تشنهایمتو ساقی کریمی و بیصرفه و غنیهیهای عاشقان همه از بوی گلشنی استآگاه نیست کس که چه باغ و چه گلشنیخشک آر و مینگر ز چپ و راست اشک خونای سنگ دل، بگوی که تا چند تن زنی(۳)بیهوده چند گویی؟ خاموش کن، بس استفرمان گفت نیست، همان گیر که اَلکَنی(۴)تا شمس حق تبریز آرد گشایشیکاین ناطقه نماند در ح
-
Ganje Hozour audio Program #605
04/05/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۲ مه ۲۰۱۶ ـ ۱۴ اردیبهشت PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۱۷۲Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) # 1172, Divan e Shamsجاءَ الْرَّبیعُ وَ الْبَطَر، زالَ الْشِّتاءُ وَ الْخَطَرمِنْ فَضْلِ رَبِّ عِنْدَهُ کُلُّ الْخَطایا تُغْتَفَربهار و شادی آمد، زمستان و خطر رفع شد، از فضل پروردگاری که همه گناهان پیشش بخشوده می شود.آمد تُرُش رویی(۱) دگر، یا زمهریرست(۲) او مگربرریز جامی بر سرش، ای ساقی همچون شکراَوْحی' اِلَیْکُمْ رَبُّکُمْ، اِنّا غَفَرْنا ذَنْبَکُمفَارضَوا بِما یُقْضی لَکُمْ اِنَّ الرِّضا خَیْرُ الْسِّیَرپروردگارتان به شما وحی می کند که ماگناهتان را بخشیدیم، بر آنچه شما را مقدّر شده است راضی باشید که رضا بهترین خصلت هاست.یا می دهش از بُلبُله(۳) یا خود به راهش کن هلهزیرا میان گلرخان خوش نیست عفریت(۴)، ای پسروَ قایِلٍ یَقُولُ لی اِنَّا عَلِمْنا بِرَّهفَاحْکِ لَدَیْنَا سِرَّهُ، لا تَشْتَغِلْ فِیما اشْتَهَرای بسا گوینده یی که به م
-
Ganje Hozour audio Program #604
27/04/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۲۵ آوریل ۲۰۱۶ ـ ۷ اردیبهشت PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامه All Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۳۳۱Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) # 331, Divan e Shamsزان شاه که او را هوس طبل و علم نیستدیوانه شدم، بر سر دیوانه قلم نیستاز دور ببینی تو مرا شخص روندهآن شخص خیالست ولی غیر عدم نیستپیش آ و عدم شو که عدم معدن جانستاما نه چنین جان که بجز غصه و غم نیستمن بیمن و تو بیتو درآییم در این جوزیرا که در این خشک بجز ظلم و ستم نیستاین جوی کند غرقه ولیکن نکشد مردکو آب حیاتست و بجز لطف و کرم نیستمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۲۱۴Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) # 2214, Divan e Shams خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و توداد باغ و دم مرغان بدهد آب حیاتآن زمانی که درآییم به بستان من و تواختران فلک آیند به نظاره مامه خود را بنماییم بدیشان من و تومن و تو، بیمن و تو، جمع شویم از سر ذوقخوش و فارغ ز خرافات پریشان من و توطوطیان فلکی جمله شکرخوار شونددر م
-
Ganje Hozour audio Program #603
20/04/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۱۸ آوریل ۲۰۱۶ ـ ۳۱ فروردین PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۶۶۶Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) # 666, Divan e Shamsچمن جز عشق تو کاری نداردوگر دارد، چو من، باری نداردچه بیذوقست آن کش عشق نبودچه مردهست آن که او یاری نداردبه غیر قوتِ(۱) تن قوتی ننوشدبجز دنیا سمن زاری(۲) نداردهر آنک ترکِ خر گوید ز مستیغم پالان و افساری نداردز خر رَست و روان شد پابرهنهبه گلزاری که آن خاری نداردچه غم دارد که خر رفت و رَسَن(۳) برد؟بر او خر چو مقداری نداردمشو غَره(۴) به اَزرَق(۵) پوش گردونکه اندر زیر ایزاری(۶) ندارددرافکن فتنه دیگر در این شهرکه دور عشق هَنجاری(۷) نداردبدران پردهها را زانک عاشقز بیشرمی غم و عاری نداردبزن آتش در این گفت و در آن کسکه در گفتِ تو اقراری نداردمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۷۹۶Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Mathnavi), Book #2, Line # 1796چند گویی؟ چون غِطا(۸) برداشتندکین نبوده ست آنکه میپنداشتنداین قبول ذکر تو، از
-
Ganje Hozour audio Program #602
13/04/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۱۱ آوریل ۲۰۱۶ ـ ۲۴ فروردین PDF ،تمام اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۶۶۵ Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) # 665, Divan e Shamsخُنک(۱) جانی که او یاری پسنددکزو دوریش خود صورت نبندد(۲)تو باشی خنده و یار تو شادیکه بیشادی دهان کس نخنددتو باشی سجده و یار تو تعظیمکه بیتعظیم هرگز سر نخنبد(۳)تو باشی چون صَدا(۴) و یار غارتچو آوازی به نزد کوه و گنبدتو آدینه(۵) بوی، او وقت خطبه(۶)نه زآدینه جدا چون روز شنبد(۷)نگر آخر دمی در نَحْنُ اَقْرَب*نظر را تا نجنباند، نجنبدخیالی خوش دهد، دل زان بنازدخیالی زشت آرد، دل بتندد(۸)برِ او مسخره آمد دل و جانگه از صِلّه(۹) گه از سیلیش رندد(۱۰)مزن سیلی چنانکه گیج گردمز گیجی دور افتم ز اصل و مَسنَد(۱۱)خمش، تا درس گوید آن زبانیکه لا باشد به پیشش صد مُهَنَّد(۱۲)اگر گویی تو نی را هی خمش کنبگوید با لبش گو ای مُؤیَّد(۱۳)* قرآن کریم، سوره ق (۵۰)، آیه ۱۶ Quran, Sooreh Ghaaf (#50), Line # 16وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ ۖ وَنَحْن
-
Ganje Hozour audio Program #601
06/04/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۴ آوریل ۲۰۱۶ ـ ۱۷ فروردین PDF، تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۶۸۲ Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Qazal) # 682, Divan e Shamsیکی لحظه از او دوری نبایدکز آن دوری خرابیها فزایدتو میگویی که بازآیم چه باشد؟!تو بازآیی اگر دل در گشایدبسی این کار را آسان گرفتندبسی دشوارها آسان نمایدچرا آسان نماید کار دشوار؟که تقدیر از کمین عقلت ربایدبه هر حالی که باشی پیش او باشکه از نزدیک بودن مهر زایداگر تو پاک و ناپاکی بمگریزکه پاکیها ز نزدیکی فزایدچنانک تن بساید بر تن یاربه دیدن جان او بر جان بسایدچو پا واپس کشد یک روز از دوستخطر باشد که عمری دست خاید(۱)جدایی را چرا میآزمایی؟!کسی مر زهر را چون آزماید؟گیاهی باش سبز از آب شوقشمیندیش از خری کو ژاژ خاید(۲)سرک بر آستان نه همچو مِسمار(۳)که گردون این چنین سر را نسایدمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۸۳۵ Rumi (Molana Jalaleddin) Poem (Mathnavi), Book # 3, Line # 1835قصهٔ خواندن شیخ ضَریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائتدید در ایام آن شیخ فقیرمُصْحَفی(۴) در خانهٔ پیری ضَری
-
Ganje Hozour audio Program #600
30/03/2016برنامه صوتی شماره ۶۰۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۲۸ مارچ ۲۰۱۶ ـ ۱۰ فروردین PDF ،تمامی اشعار این برنامه All Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۲۴۴ Rumi (Molana Jalaleddin) Peom (Qazal) #1244, Divan e Shamsای سنایی، گر نیابی یار، یار خویش باشدر جهان هر مرد و کاری، مرد کار خویش باشهر یکی زین کاروان مر رخت خود را ره زنندخویشتن را پس نشان و پیش بار خویش باشحس فانی میدهند و عشق فانی میخرندزین دو جوی خشک بگذر، جویبار خویش باشمیکشندت دست دست این دوستان تا نیستیدست دزد از دستشان و دستیار خویش باشاین نگاران نقش پرده آن نگاران دلندپرده را بردار و در رو با نگار خویش باشبا نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باشاز دو عالم بیش باش و در دیار خویش باشرو مکن مستی از آن خَمری(۱) کز او زاید غرورغرّه آن روی بین و هوشیار خویش باشسنایی، حدیقه، صفحه ۴۹۹که پدید ست در جهان باریکار هر مرد و مرد هر کاریمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۴۷۲۶ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 3, Line # 4726هر چه گویی ای دم هستی از آنپردهٔ دیگر بر او بستی، بدانآفت ادراک آن قال است و حالخون به خون شستن محا
-
Ganje Hozour audio Program #599_1
25/03/2016برنامه صوتی شماره ۱-۵۹۹ گنج حضور ویژه نوروز ۱۳۹۵اجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۲۴ مارچ ۲۰۱۶ ـ ۵ فروردیننظرات بینندگان در برنامه ویژه نوروز ۱۳۹۵
-
Ganje Hozour audio Program #599
16/03/2016برنامه شماره ۵۹۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۴ مارچ ۲۰۱۶ ـ ۲۵ اسفند PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۴۸۹Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) #1489, Divan e Shamsساقی ز پی عشق روان است روانملیکن ز ملولی تو کند است زبانممی پرم چون تیر سوی عشرت و نوشتای دوست، بمشکن به جفاهات کمانمچون خیمه به یک پای به پیش تو بپایمدر خرگهت ای دوست، درآر و بنشانمهین آن لب ساغر بنه اندر لب خشکموانگه بشنو سحر محقق ز دهانمبشنو خبر بابل و افسانه وایل(۱)زیرا ز ره فکرت سَیّاح(۲) جهانممعذور همیدار اگر شور ز حد شدچون می ندهد عشق یکی لحظه امانمآن دم که ملولی، ز ملولیت ملولمچون دست بشویی ز من، انگشت گزانمآن شب که دهی نور چو مه، تا به سحرگاهمن در پی ماه تو، چو سیاره دوانموان روز که سر برزنی از شرق، چو خورشیدماننده خورشید، سراسر همه جانموان روز که چون جان شوی از چشم نهانیمن همچو دل مرغ ز اندیشه طپانم(۳)در روزن من نور تو روزی که بتابددر خانه چو ذره به طرب رقص کنانمای ناطقه خاموش و چو اندیشه نهان روتا بازنیابد سبب اندیش نشانممولوی، مثنوی،
-
Ganje Hozour audio Program #598
09/03/2016برنامه صوتی شماره ۵۹۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۷ مارچ ۲۰۱۶ ـ ۱۸ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۱۸۸Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 2188, Divan e Shamsدر این رقص و در این های و در این هومیان ماست گردان میر مه رواگر چه روی میدزدد ز مردمکجا پنهان شود آن روی نیکو؟!چو چشمت بست آن جادوی استاددرآ در آب جو و آب میجوتو گویی:« کو و کو؟» او نیز سر رابه هر سو میکند یعنی که کو کو؟ز کوی عشق میآید نداییرها کن کو و کو، دررو در این کوبرو دامان خاقان گیر محکمچو او باشد چه اندیشی ز باجو(۱)؟برو پهلوی قصرش خانهای گیرکه تا ایمن شوی از درد پهلوگریزان درد و دارو در پی توزهی لطف و زهی احسان و داروسیه کاری و تلخی را رها کنبر ما زو بیا غلطان چو مازو(۲)از او یابد طرب هم مست و هم میاز او گیرد نمک هم رو و هم خواز او اندیش و گفتن را رها کنلطیف اندیش(۳) باشد مرد کم گومولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۱۷۷۳Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 4, Line #1773بوی سِرِّ بد بیاید از دَمتوز سر و رو تابد ای لافی(۴) غمت
-
Ganje Hozour audio Program #597
02/03/2016برنامه صوتی شماره ۵۹۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۹ فوریه ۲۰۱۶ ـ ۱۱ اسفند PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۷۹۶Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 2796, Divan e Shamsای که جانها خاک پایت صورت اندیش(۱) آمدیدست بر در نه درآ، در خانه خویش آمدینیست بر هستی شکستی، گرد چون انگیختی؟چون تو پس کردی جهان چونی چو واپیش آمدی؟در دو عالم قاعده نیش است وآنگه ذوق نوشتو ورای هر دو عالم نوش بینیش آمدیخویش را ذوقی بود، بیگانه را ذوق نویهم قدیمی هم نوی، بیگانه و خویش آمدیبر دل و جان قلندر ریش و مرهم هر دو توفقر را ای نور مطلق، مرهم و ریش آمدیکیش(۲) هفتاد و دو ملت جمله قربان تواندتا تو شاهنشاه، با قربان(۳) و با کیش آمدیای که بر خوان فلک با ماه همکاسه شدی(۴)ماه را یک لقمه کردی، کافتابیش آمدیعقل و حس مهتاب را کی گَز(۵) تواند کرد، لیکداندی خورشید بیگز، کز مهان بیش آمدیعشق شمس الدین تبریزی که عید اکبر(۶) استکی تو را قربان کند چون لاغری میش آمدیمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۴۳Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (
-
Ganje Hozour audio Program #596
24/02/2016برنامه صوتی شماره ۵۹۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۲۲ فوریه ۲۰۱۶ ـ ۴ اسفند PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۲۸۱۶Rumi (Molana Jalaleddin) Peoms (Mathnavi), Book #6, Line # 2816 حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد که منیکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخرهشب چو شه محمود برمیگشت فردبا گروهی قوم دزدان باز خَوردپس بگفتندش: که یی ای بُوالوفا(۱)؟گفت شه: من هم یکیام از شماآن یکی گفت: ای گروه مَکر کیش(۲)تا بگوید هر یکی فرهنگ خویشتا بگوید با حریفان در سَمَر(۳)کو چه دارد در جِبِلّت(۴) از هنرآن یکی گفت: ای گروه فنفروشهست خاصیت مرا اندر دو گوشکه بدانم سگ چه میگوید به بانگقوم گفتندش: ز دیناری دو دانگآن دگر گفت: ای گروه زرپرستجمله خاصیت مرا چشم اندر استهر که را شب بینم اندر قیروانروز بشناسم من او را بیگمانگفت یک: خاصیتم در بازو استکه زنم من نَقْبها(۵) با زور دستگفت یک: خاصیتم در بینی استکار من در خاکها بو بینی(۶) استسِرِّ اَلنّاسُ مَعادِن(*۱) داد دستکه رسول آن را پی چه گفته
-
Ganje Hozour audio Program #595
17/02/2016برنامه صوتی شماره ۵۹۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱۵ فوریه ۲۰۱۶ ـ ۲۷ بهمن PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۴۹۲ Rumi (Molana Jalaleddin Poems (Qazal) #1492, Divan e Shamsبار دگر از راه سوی چاه رسیدیموز غربت اجسام به الله رسیدیمبا اسب بدان شاه کسی چون نرسیدستما اسب بدادیم و بدان شاه رسیدیمچون ابر بسی اشک در این خاک فشاندیموز ابر گذشتیم و بدان ماه رسیدیمای طبل زنان، نوبت ما گشت، بکوبیدوی ترک، برون آ، که به خرگاه رسیدیمیک چند چو یوسف به بن چاه نشستیمزان سر رَسَن(۱) آمد، به سر چاه رسیدیمما چند صنم(۲) پیش محمد بشکستیمتا در صنم دلبر دلخواه رسیدیمنزدیکتر آیید که از دور رسیدیمو احوال بپرسید که از راه رسیدیممولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۹۴۵ Rumi (Molana Jalaleddin Poems (Qazal) #945, Divan e Shamsندا رسید به جانها که چند میپاییدبه سوی خانه اصلی خویش بازآییدز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتانبجهد کنده ز پا پاره پاره بگشاییدسفر کنید از این غربت و به خانه رویداز این فراق ملولیم عزم فرماییدبه دوغ گنده و آب چه و بیا
-
Ganje Hozour audio Program #594
10/02/2016برنامه صوتی شماره ۵۹۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۸ فوریه ۲۰۱۶ ـ ۲۰ بهمن PDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۲۵۲ Rumi (Molana) Jalaleddin Poems (Qazal) #1252, Divan e Shamsآن که مه غاشیه زین(۱) چو غلامان کَشَدشبوکه این همت ما جانب بستان کشدشگرچه جان را نبود قوت این گستاخیآنکه جان از مدد رحمت جانان کشدشهر دم از یاد لبش جان لب خود میلیسدور سَقَط(۲) میشنود از بن دندان(۳) کشدشجانب محو و فنا، رخت کشیدند مهانتا بقا لطف کند جانب ایشان کشدشای بسا جان که چو یعقوب همی زهر چشدتا که آن یوسف جان در شکرستان کشدشهر کسی کو بترازوی خرد فخر کندگرچه چون ماه بُوَد چرخ به میزان کشدشهرکه در دیده عشاق شود مردمکیآن نظر زود سوی گوهر انسان کشدشکافر زلف وی آن را که ز راهش ببردکفر آید بر او جانب ایمان کشدششمس تبریز مرا عشق تو سرمست کندهر که او باده کشد، باده بدینسان کشدشمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۲۵۱۷Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 1, Line # 2517کس نیابد بر دل ایشان ظفر(۴)بر صدف آید ضرر نی بر گهرمولوی، دیوان
-
Ganje Hozour audio Program #593
03/02/2016برنامه صوتی شماره ۵۹۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۴ تاریخ اجرا: ۱ فوریه ۲۰۱۶ ـ ۱۳ بهمن PDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۶۷۳ Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 1673, Divan e Shamsامشب ای دلدار، مهمان توییمشب چه باشد؟! روز و شب آن توییمهر کجا باشیم و هر جا که رویمحاضران کاسه و خوان توییمنقشهای صنعت دست توییمپروریده نعمت و نان توییمچون کبوتر زاده برج توییمدر سفر طواف ایوان توییمحَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلَّوْا شَطْرَه *با زُجاجه(۱) دل، پری خوان توییمهر زمان نقشی کنی در مغز ماما صحیفه(۲) خط و عُنوان توییمهمچو موسی کم خوریم از دایه شیرزانک مست شیر و پستان توییمایمنیم از دزد و مکر راه زنزانک چون زر در حُرُمدان(۳) توییمزان چنین مست است و دلخوش جان ماکه سبکسار و گران جان توییمگوی زرین فلک رقصان ماستچون نباشد؟! چون که چوگان توییمخواه چوگان ساز ما را خواه گویدولت این بس که به میدان توییمخواه ما را مار کن، خواهی عصامعجز موسی و برهان توییمگر عصا سازی بیفشانیم برگوقت خشم و جنگ ثُعبان(۴) توییمعشق ما را پشت داری می کندزانک خندان روی بستان توییم