Ganj E Hozour Programs

  • Autor: Vários
  • Narrador: Vários
  • Editor: Podcast
  • Mas informaciones

Informações:

Sinopsis

Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)

Episodios

  • Ganje Hozour audio Program #711

    16/05/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۱۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا:  ۱۴ می ۲۰۱۸ ـ ۲۵ اردیبهشتPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۹۳۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2934, Divan e Shamsگفتی شکار گیرم، رفتی شکار گشتیگفتی قرار یابم، خود بی‌قرار گشتیخِضرت چرا نخوانم، کآبِ حیات خوردی؟پیشت چرا نمیرم، چون یارِ یار گشتی؟گِردت چرا نگردم، چون خانه خدایی؟پایت چرا نبوسم، چون پایدار گشتی؟جامت چرا ننوشم، چون ساقیِ وجودی؟نُقلَت چرا نچینیم، چون قندبار گشتی؟فاروق(۱) چون نباشی، چون از فراق رستی؟صدّیق(۲) چون نباشی، چون یارِ غار گشتی؟اکنون تو شهریاری، کو را غلام گشتیاکنون شِگَرف(۳) و زَفتی(۴)، کز غم نَزار(۵) گشتیهم گلشنش بدیدی، صد گونه گل بچیدیهم سنبلش بسودی، هم لاله زار گشتیای چشمش، الله الله، خود خفته می‌زدی رهاکنون نَعوذُبالله(۶)، چون پرخمار گشتیآنگه فقیر بودی، بس خرقه‌ها ربودیپس وای بر فقیران، چون ذُوالفَقار(۷) گشتیهین بیخِ مرگ برکن، زیرا که نفخِ صوریگردن بزن خزان را، چون نوبهار گشتیاز رستخیزی ایمن، چون رس

  • Ganje Hozour audio Program #710

    09/05/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۱۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا:  ۷ می ۲۰۱۸ ـ ۱۸ اردیبهشتPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۶۲۹  Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1629, Divan e Shams دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مَخمورم(۱)؟ یا نمکدانِ که دیده‌ست که من در شورم؟ هر چه امروز بریزم، شکنم، تاوان نیست هر چه امروز بگویم، بکنم، معذورم بوی جان هر نَفَسی از لبِ من می آید تا شکایت نکند جان که ز جانان دورم گر نهی تو لبِ خود بر لبِ من، مست شوی آزمون کن که نه کمتر ز میِ انگورم ساقیا آب درانداز مرا تا گردن زانکه اندیشه چو زنبور بُوَد، من عورم(۲) شب گهِ خواب از این خرقه برون می آیم صبح بیدار شوم، باز در او مَحشورم(۳) هین که دَجّال(۴) بیامد، بگشا راهِ مسیح هین که شد روزِ قیامت، بزن آن ناقُورم(۵) گر به هوش است خرد، رو جگرش را خون کن ور نه پاره‌ست دلم، پاره کن از ساطورم(۶) باده آمد که مرا بیهُده بر باد دهد ساقی آمد به خرابیِّ تنِ مَعمُورم(۷) روز و شب حاملِ می گشته که گویی قدحم بی‌کمر چُست میان بسته، که گویی مورم سوی خُم آمده ساغر

  • Ganje Hozour audio Program #709

    02/05/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا:  ۳۰ آوریل ۲۰۱۸ ـ ۱۱ اردیبهشتPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۶۲۲ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1622, Divan e Shamsتو ز من مَلول گشتی، که من از تو ناشتابم(۱)صنما، چه می شتابی؟ که بکُشتی از شتابمتو رئیسی و امیری، دم و پندِ کس نگیریصنما چه زود سیری؟ که ز سیریَت خرابمچه شود اگر زمانی بدهی مرا امانی؟که نه سیخ سوزد ای جان، نه تبه شود کبابم(۲)چه شود اگر بسازی؟ نشتابی و نتازی؟نشود دلم نمازی(۳) چو ببرد یار آبم(۴)تو چه عاشقِ فراقی؟ چه مَلولی و چه عاقی(۵)؟ز کفِ جُزِ تو ساقی ندهد طرب شرابمبتپد دلم که ناگه برود به حجره آن مهچو نهان شد آفتابم، به دو دیده چون سَحابم(۶)به کمی چو ذرّه‌هایم، من اگر گشاده پایم(۷)چه کنم؟ وفا ندارد به طلوع آفتابمعجب، آسمان چه بارد که زمین مطیع نَبوَد؟تو هر آنچه پیشم آری، چه کنم که برنتابم؟تو چو من اگر بجویی، به شمارِ خاک یابیچو تویی اگر بجویم به چراغ‌ها، نیابمنفسی وجود دارم که تو را سجود آرمکه سجودِ توست جانا، دَعَواتِ(۸)&nbs

  • Ganje Hozour audio Program #708

    25/04/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا:  ۲۳ آوریل ۲۰۱۸ ـ ۴ اردیبهشتPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۳۰۵۸ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3058, Divan e Shamsز بامداد درآورد دلبرم جامیبه ناشتاب چشانید خام را خامی(۱)نه باده‌اش ز عَصیر(۲) و نه جامِ او ز زُجاج(۳)نه نُقلِ او چو خسیسان به قند و بادامیبه بادِ باده مرا داد همچو کَه(۴) بر بادبه آبِ گرم مرا کرد یار اِکرامی(۵)بسی نمودم سالوس(۶) و او مرا می‌گفتمکن مکن، که کم افتد ازین به ایامیطریقِ ناز گرفتم، که نی برو امروزستیزه کرد و مرا داد چند دشنامیچنین شراب و چو من ساقی و تو گویی نیکه گوید این نه مگر جاهلی و یا عامیهزار می‌نکند آنچه کرد دشنامشخراب گشتم، نی ننگ ماند و نی نامیچگونه مست نگردی ز لطفِ آن شاهیکه او خراب کند عالمی به پیغامی؟دلی بباید تا این سخن تمام کنمخراب کرد دلم را چنان دلارامیسری نهادم بر پای او چو مستان منپدید شد سرِ مستِ مرا سرانجامیسر مرا به بر اندر گرفت و خوش بنواختغریب دلبریی و بَدیع(۷) اَنعامی(۸)و آنگه

  • Ganje Hozour audio Program #707

    18/04/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا:  ۱۶ آوریل ۲۰۱۸ ـ ۲۸ فروردینPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۳۱۰۱ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3101, Divan e Shamsکسی که باده خورَد بامداد زین ساقیخمارِ چشمِ خوشش بین و فهم کن باقیبه ناشتاب، سعادت مرا رسید شتابچنانکه کعبه بیاید به نزدِ آفاقی(۱)بیا، حیاتِ همه ساقیان بپیما زودشرابِ لعلِ خداییِّ خاصِ رَوّاقی(۲)هزار جامِ پر از زهر داده بود فراقرسید معدنِ تَریاق(۳) و کرد تَریاقیبیا، که دولتِ نو یافت از تو بختِ جوانبیا که خِلعَتِ(۴) نو یافت از تو مشتاقیچگونه خنده بپوشم؟ انارِ خندانمنبات و قند نتاند نمود سُمّاقی(۵)تویی که جفت کنی هر یتیم را به مرادکه هیچ جفت نداری، به مَکرُمَت(۶)، طاقی(۷)جهانِ لهو و لَعِب(۸) کودکانه باده دهدز توست مستیِ بالِغ(۹)، که زَفت(۱۰) سَغراقی(۱۱)به گردِ خانه دل مارِ غم همی‌گرددبکَند دیده ماران زمرّدِ راقی(۱۲)برآ در آینه شو، یا ز پیشِ چشمم دورکه زنگِ قیصرِ روم و عَدُوِّ اَحداقی(۱۳)نماید آینه‌ام عکسِ روی و قان

  • Ganje Hozour audio Program #706

    11/04/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۹ آوریل ۲۰۱۸ ـ ۲۱ فروردینPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۳۰۵۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 3054, Divan e Shamsمنم که کار ندارم به غیرِ بی‌کاریدلم ز کارِ زمانه گرفت بیزاریز خاکِ تیره ندیدم به غیرِ تاریکیز پیرِ چرخ ندیدم به غیرِ مَکّاریفرو گذاشته‌ای شستِ دل درین دریانه ماهیی بگرفتی، نه دست می‌داریتو را چه شصت و چه هفتاد، چون نخواهی پختگلی به دست نداری، چه خار می‌خاری(۱)؟کلاه کژ بنهی همچو ماه و نورت نیستبرو برو، که گرفتارِ ریش و دَستاریچگونه برقی آخر که کشت می‌سوزیچگونه ابری آخر که سنگ می‌باریچو صیدِ دامِ خودی، پس چگونه صیّادی؟چو دزدِ خانه خویشی، چگونه عَیّاری(۲)؟اگر چه این همه باشد، ولی اگر روزیخیالِ یارِ مرا دیده‌ای، نکو یاریبه ذاتِ پاکِ خدایی که کارسازِ همه‌ستچو مستِ کارِ امیرِ منی، نکوکاریاگر دو گام پیاده دویدی از پی اوتو یک سواره نه‌ای، صد سپاه سالاریبگیر دامنِ عشقی که دامنش گرمستکه غیرِ او نرهاند تو را ز اَغیاری(۳)به یادِ عشق، شبِ تیره را به رو

  • Ganje Hozour audio Program #705

    04/04/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲ آوریل ۲۰۱۸ ـ ۱۴ فروردینPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۴۶۴  Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2464, Divan e Shams هر طربی که در جهان گشت ندیمِ کِهتَری(۱) می‌برمد ازو دلم، چون دلِ تو ز مَقذَری(۲) هر هنری و هر رهی کان برسد به ابلهی نیست به پیشِ همّتم زو طربی و مفخری گر شِکَرست عسکری(۳)، چون برسد به هر دهن زو نخورد شِکَرلبی، فر ندهد به مخبری گر قمرست و گر فلک، ور صنمی است بانمک کان همه راست مشترک، می‌نَبُوَد ورا فَری آنچه بداد عامه را، خلعتِ خاص نَبوَد آن سورِ(۴) سگانِ کافران می‌نخورد غَضَنفَری(۵) مجلسِ خاص بایدم، گر چه بُوَد سوی عدم شربتِ عام کم خورم، گر چه بُوَد ز کوثری لافِ مسیح می‌زنی، بولِ(۶) خران چه بو کنی؟ با حَدَثی(۷) چه خو کنی؟ همچو روانِ کافری گر نبُدی متاعِ زَر اصلِ وجودِ بولِ خر جانِ خران به بوی آن بر نزدی چَراخوری(۸) مرد چو گوهری بُوَد، قیمت خویش خود کند شاد نشد به شَحنگی(۹) هیچ قُباد و سَنجَری(۱۰) زر تو بریز بر گهر، چونکه بماند زیرِ زر برنجه

  • Ganje Hozour audio Program #704

    28/03/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۶ مارس ۲۰۱۸ ـ ۶ فروردینPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۸۵۵ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2855, Divan e Shamsهله ای دلی که خفته، تو به زیرِ ظِلِّ(۱) ماییشب و روز در نمازی، به حقیقت و غزاییمَهِ بَدر نور بارد، سگِ کوی بانگ داردز برای بانگِ هر سگ، مگذار روشناییبه نمازِ نان بِرُسته(۲)، جزِ نان دگر چه خواهد؟دلِ همچو بَحر باید، که گُهَر کند گداییاگر آن میی که خوردی به سحر، نبود گیرابستان میی که یابی ز تَفَش(۳) ز خود رهاییبه خدا به ذاتِ پاکش، که میی است کز حَراکش(۴)برهد تن از هلاکش، به سعادتِ سماییبستان، مکن ستیزه، تو بدین حیاتِ ریزه(۵)که حیاتِ کامل آمد، ز ورای جان فزاییبِهِلَم(۶)، دگر نگویم، که دریغ باشد ای جانبرِ کور، یوسفی را حرکات و خودنماییمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۸۳۰ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2830, Divan e Shamsدو سه عوعوِ سگانه نزند رهِ سوارانچه برد ز شیرِ شَرزه(۷) سگ و گاوِ کاهدانی(۸)سگِ خشم و گاوِ شهوت چه زنند پیشِ

  • Ganje Hozour audio Program #703

    22/03/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۱۹ مارس ۲۰۱۸ ـ ۲۹ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۶۵۷ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2657, Divan e Shamsدلا تا نازکی و نازنینیبرو که نازنینان را نبینیدرین رنگی دلا تا تو بلنگینیابی در چنان تا تو چنینیدر آیینه نبینی روی خوبانکه تا با خوی زشتت همنشینیتو زیبا شو، که این آیینه زیباستتو بی ‌چین شو، که آیینه ست چینیمشو پنهان که غیرت در کمین استهمی ‌بیند تو را کاندر کمینیز خود پنهان شدی، سر درکشیدیببستی چشم تا خود را نبینیبه لب یاسین همی‌خوانی ولیکنز کینه جمله تن دندان چو سینی(۱)حافظ، دیوان غزلیات، غزل شماره ۴۷۰Hafez Poem(Qazal)# 470, Divan e Qazaliatاهلِ کام و ناز را در کوی رندی راه نیستره روی باید، جهان سوزی، نه خامی، بی ‌غمیآدمی در عالمِ خاکی نمی‌آید به دستعالـَمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمیمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۴۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 2, Line # 140بس دعاها کان زیان است و هلاکوز کَرَم می‌نشنود یزدان پاکمولوی، دیوا

  • Ganje Hozour audio Program #702

    14/03/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۱۲ مارس ۲۰۱۸ ـ ۲۲ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۵۹۴  Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2594, Divan e Shams از مرگ چه اندیشی، چون جانِ بقا داری؟ در گور کجا گنجی، چون نورِ خدا داری؟ خوش باش، کزان گوهر عالم همه شد چون زر ماننده آن دلبر، بنما که کجا داری؟ در عشق نشسته تن، در عشرت تا گردن تو روی تُرُش(۱) با من، ای خواجه چرا داری؟ در عالمِ بی‌رنگی، مستی بُوَد و شَنگی(۲) شیخا تو چه دلتنگی؟ با غم چه هوا داری؟ چندین بمخور این غم، تا چند نهی ماتم؟ همرنگ شو آخر هم، گر بخششِ ما داری از تابشِ تو جانا، جان گشت چنین دانا بسم الله، مولانا، چون باده ما داری شمس الحقِ تبریزی، چون صافِ شکرریزی با تیره نیامیزی، چون بَحرِ(۳) صفا داری مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۳۴  Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 34, Divan e Shams آمد شراب آتشین، ای دیو غم، کنجی نشین ای جان مرگ اندیش، رو، ای ساقی باقی، درآ مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۹۵۰  Rumi( Molana Jalaleddin) Po

  • Ganje Hozour audio Program #701

    07/03/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۵ مارس ۲۰۱۸ ـ ۱۵ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۱۹۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1194, Divan e Shamsگر نِه‌ای دیوانه، رو مر خویش را دیوانه سازگر چه صد ره مات گشتی، مهره دیگر ببازگر چه چون تاری ز زخمش، زخمه دیگر بزنبازگرد ای مرغ، گر چه خسته‌ای از چنگِ بازچند خانه گم کنی و یاوه گردی(۱) گِردِ شهر؟ور ز شهری نیز یاوه، با قَلاووزی(۲) بسازاسبِ چوبین برتراشیدی که این اسبِ منستگر نه چوبینست اسبت خواجه، یک منزل بتازدعوتِ حق نشنوی، آنگه دعاها می‌کنیشرم بادت، ای برادر، زین دعای بی‌نمازسر به سر راضی نه‌ای که سر بری از تیغِ حقکی دهد بو همچو عَنبَر(۳) چونکه سیری و پیاز؟گر نیازت را پذیرد شمسِ تبریزی ز لطفبعد از آن بر عرش نِه تو چار بالش بهرِ نازمولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۴۴۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 1, Line # 3445وهم و فکر و حس و ادراکِ شماهمچو نی دان مرکبِ کودک، هَلامولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۴۶۴ Rumi( Molana

  • Ganje Hozour audio Program #700

    28/02/2018

    برنامه صوتی شماره ۷۰۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۲۶ فوریه ۲۰۱۸ ـ ۸ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۹۳۱ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 931, Divan e Shamsمَها به دل نظری کن که دل تو را داردبه روز و شب به مراعاتت اِقتِضا(۱) داردز شادی و ز فَرَح در جهان نمی‌گنجددلی که چون تو دلارامِ خوش لِقا(۲) داردز آفتابِ تو آن را که پشت گرم شودچرا دلیر نباشد؟ حَذَر(۳) چرا دارد؟ز بهرِ شادی توست ار دلم غمی داردز دست و کیسه توست ار کَفَم سَخا(۴) داردخیالِ خوبِ تو چون وحشیان ز من برمدکه صورتیست تنِ بنده دست و پا داردمرا و صد چو مرا آن خیالِ بی‌صورتز نقش سیر کند، عاشقِ فنا داردبرهنه خِلعَتِ(۵) خورشید پوشد و گویدخُنُک(۶) کسی که ز زربفتِ او قبا داردتنی که تابشِ خورشید جان برو آیدگمان مبر که سرِ سایه هما داردبدانکه موسیِ فرعون کُش در این شهرستعصاش را تو نبینی، ولی عصا داردهمی‌رسد به عِنانهای آسمان(۷) دستشکه اِصبَعِ(۸) دلِ او خاتمِ وفا داردغمش جفا نکند، ور کند حلالش بادبه هر چه آب کند

  • Ganje Hozour audio Program #699

    21/02/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۱۹ فوریه ۲۰۱۸ ـ ۱ اسفندPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۸۶۰ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 860, Divan e Shamsای دل، اگر کم آیی(۱)، کارت کمال گیردمرغت شکار گردد، صیدِ حَلال گیردمه می‌دود چو آبی در ظِلِّ(۲) آفتابیبَدری شود، اگر چه شکلِ هِلال گیرددر دل مقام سازد همچون خیال، آنکسکاندر رهِ حقیقت ترکِ خیال گیردکو آن خلیلِ گویا وجَّهْتُ وَجهِ حَقّا*وان جانِ گوشمالی کاو پای مال گیرد؟این گنده پیرِ دنیا چشمک زند ولیکنمر چشم روشنان(۳) را از وی مَلال گیردگر در برم کشد او از ساحری و شیوهاندر برش دلِ من کی پرّ و بال گیرد؟گلگونه کرده است او تا روی چون گلم رابویش تباه گردد، رنگش زَوال(۴) گیردرخ بر رخش منه تو تا رویت از شهنشهمانندِ آفتابی نورِ جلال گیردچه جای آفتابی؟! کز پرتو جمالشصد آفتاب و مه را بر چرخ حال گیردشویانِ اوّلینش بنگر که در چه حالندآن کاین دلیل داند، نی آن دَلال(۵) گیردای صد هزار عاقل او در جَوال(۶) کردهکو عقلِ کاملی تا ترکِ جَوال گی

  • Ganje Hozour audio Program #698

    14/02/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۱۲ فوریه ۲۰۱۸ ـ ۲۴ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۹۸۱ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2981, Divan e Shamsای سیرگشته از ما، ما سخت مُشتَهی(۱)وی پاکشیده از ره، کو شرطِ هَمرَهی؟مغزِ جهان تویی تو و باقی همه حَشیشکی یابد آدمی ز حَشیشات(۲) فَربِهی؟هر شهر کاو خراب شد و زیرِ او زبرزان شد که دور ماند ز سایه شهنشهیچون رفت آفتاب، چه مانَد؟ شبِ سیاهاز سر چو رفت عقل، چه مانَد جز ابلهی؟ای عقل، فتنه‌ ها همه از رفتن تو بودوآنگه گناه بر تنِ بی‌عقل می‌نهیآنجا که پشت آری، گمراهی است و جنگو آنجا که رو نمایی مستی و والهیهجده هزار عالم، دو قِسم بیش نیستنیمش جَمادِ مرده و نیمیش آگهیدریای آگهی که خردها همه ازوستآنست منتهای خردهای منتهیای جانِ آشنا، که در آن بَحر می‌رویوی آنکه همچو تیر ازین چرخ(۳) می‌جهیاز خَرگهِ تنِ تو جهانی مُنَوَّر(۴) استتا تو چگونه باشی، ای روحِ خَرگهیای روح، از شرابِ تو مستِ ابد شدهوی خاک در کفِ تو شده زَرِّ دَه دَهی(۵)وصفِ تو بی‌مثال نی

  • Ganje Hozour audio Program #697

    07/02/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۵ فوریه ۲۰۱۸ ـ ۱۷ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۸۲۹ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2829, Divan e Shamsتو نَفَس نَفَس(۱) برین دل هوسی دگر گماریچه خوش است این صبوری، چه کنم، نمی‌گذاریسِرِ این خدای داند که مرا چه می‌دواندتو چه دانی ای دل آخر؟ تو برین چه دست داری؟به شکارگاه بنگر، که زبون شدند شیرانتو کجا گریزی آخر که چنین زبون شکاری؟تو ازو نمی‌گریزی، تو بدو همی‌ گریزیغلطی، غلط از آنی که میانِ این غباریز شه ار خبر نداری که همی‌کند شکارتبنگر تو لحظه لحظه که شکارِ بی‌قراریچو به ترس هر کسی را طرفی همی‌دوانداگر او محیط نَبوَد، ز کجاست ترسگاری؟ز کسی است ترس لابد، که ز خود کسی نترسدهمه را مَخوف(۲) دیدی، جز ازین همه‌ست، باریبه هلاک می‌دواند، به خلاص می‌دواندبه از این نباشد ای جان، که تو دل بدو سپاریبنمایمت سپردن دل اگر دلم بخواهددلِ خود بدو سپردم، هم ازو طلب تو یاریمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۵۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 2, Lin

  • Ganje Hozour audio Program #696

    31/01/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۲۹ ژانویه ۲۰۱۸ ـ ۱۰ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۲۸۹ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1289, Divan e Shamsدلی کز تو سوزد، چه باشد دوایش؟چو تشنه تو باشد، که باشد سَقایش؟چو بیمار گردد، به بازار گردددکانِ تو جوید لبِ قندخایش(۱)تویی باغ و گلشن، تویی روزِ روشنمکن دل چو آهن، مران از لقایشبه درد و به زاری، به اندوه و خواریعجب چند داری برونِ سرایش؟مَها، از سرِ او چو تو سایه بردیچه سود و چه راحت ز سایه هُمایش؟چو یک دم نبیند جمال و جلالتبگیرد ملالی ز جان و ز جایشجهان از بهارش چو فردوس گرددچمن بی‌زبانی بگوید ثَنایش(۲)جواهر که بخشد؟ کفِ بَحرخویَشفزایش که بخشد؟ رخِ جان فزایشجهان سایه توست، روش از تو داردز نورِ تو باشد بقا و فنایشمنم مُهره تو، فتاده ز دستتاز این طاسِ غربت، بیا درربایشبگیرم ادب را، ببندم دو لب راکه تا راز گوید لبِ دلگشایشمولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۵۰۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 5, Line # 1507کالهٔ(۳) معیوب بخْریده

  • Ganje Hozour audio Program #695

    24/01/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۲۲ ژانویه ۲۰۱۸ ـ ۳ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۸۱  Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 81, Divan e Shams ای ساقی جان پر کن آن ساغرِ پیشین را آن راه زنِ دل را، آن راه بُرِ(۱) دین را زان می که ز دل خیزد، با روح درآمیزد مَخمُور کند جوشَش مر چشمِ خدابین را آن بادهٔ انگوری مر امّتِ عیسی را وین بادهٔ منصوری(۲) مر امّتِ یاسین(۳) را خُمهاست از آن باده، خُمهاست از این باده تا نشکنی آن خُم را هرگز نچشی این را آن باده به جز یک دم دل را نکند خرّم هرگز نکُشد غم را، هرگز نَکَنَد کین را یک قطره از این ساغر کارِ تو کند چون زر(۴) جانم به فدا بادا این ساغرِ زرّین را این حالت اگر باشد، اغلب به سحر باشد آن را که براندازد او بستر و بالین را زنهار که یارِ بد از وسوسه نفریبد تا نشکنی از سستی مر عهدِ سلاطین را گر زخم خوری بر رو، رو زخمِ دگر می‌جو رستم چه کند در صَف(۵) دسته گل و نسرین را؟ مولوی، مثنوی، دفتر چهارم، بیت ۲۷۸۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 4, L

  • Ganje Hozour audio Program #694

    17/01/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۱۵ ژانویه ۲۰۱۸ ـ ۲۶ دیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۸۳۹ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1839, Divan e Shamsواقعه‌ای(۱) بدیده‌ام لایقِ لطف و آفرینخیز، مُعَبِّرُالزَمان(۲)، صورتِ خوابِ من ببینخواب بدیده‌ام قمر، چیست قمر به خواب در؟زانکه به خواب حل شود آخرِ کار و اولینآن قمری که نورِ دل زوست گهِ حضورِ دلتا ز فروغ و ذوقِ دل روشنی است بر جَبین(۳)یَومَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِکَهٌ*۱ بُوَد چنانناعِمَةٌ لِسَعْیِها راضِیَةٌ*۲ بُوَد چنینآنچنان می شود که چهره هایی در آن روز درخشان و شادند.این چنین می شود که چهره هایی در آن روز تازه باشند و از کار خویشتن خشنود.دور کن این وُحوش را، تا نکشند هوش راپنبه نهیم گوش را از هَذَیانِ(۴) آن و اینماند یکی دو سه نَفَس، چند خیالِ بُوالهَوَس(۵)نیست به خانه هیچ کس، خانه مساز بر زمینشب بگذشت و شد سحر، خیز مخسب بی‌خبربی خبرت کجا هِلَد شعله آفتابِ دین؟جوقِ(۶) تَتار(۷) و سویرُق(۸)، حامله شد ز کین افقگو شکمِ ف

  • Ganje Hozour audio Program #693

    10/01/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۸ ژانویه ۲۰۱۸ ـ ۱۹ دیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۸۱۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1814, Divan e Shamsعشقِ تو آورد قَدَح پُر ز بلایِ دلِ منگفتم: می می نخورم، گفت: برای دلِ من(۱)داد میِ معرفتش، با تو بگویم صفتشتلخ و گُوارنده(۲) و خوش، همچو وفای دلِ مناز طرفی روحِ امین(۳) آمد و ما مست چنینپیش دویدم که ببین کار و کیای(۴) دلِ منگفت که: ای سِرِّ خدا، روی به هر کس منماشُکرِ خدا کرد و ثَنا(۵) بهرِ لقای دلِ منگفتم: خود آن نشود، عشقِ تو پنهان نشودچیست که آن پرده شود پیشِ صفای دلِ من؟عشق چو خون خواره شود، رُستم بیچاره شودکوه اُحُد پاره شود، آه چه جای دلِ من؟شاد دمی کان شهِ من آید در خرگهِ منباز گشاید به کرم بندِ قبای دلِ منگوید کافسرده شدی بی‌من و پژمرده شدیپیشتر آ، تا بزند بر تو هوای دلِ منگویم کان لطفِ تو کو؟ بنده خود را تو بجوکیست که داند جُزِ تو بند و گشای(۶) دلِ منگوید: نی تازه شوی، بی‌حد و اندازه شویتازه‌تر از نرگس و گل پیشِ صب

  • Ganje Hozour audio Program #692

    03/01/2018

    برنامه صوتی شماره ۶۹۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۶ تاریخ اجرا: ۱ ژانویه ۲۰۱۸ ـ ۱۲ دیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۹۸ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 198, Divan e Shamsای صوفیانِ عشق بدرّید خرقه‌هاصد جامه ضرب کرد(۱) گل از لذتِ صباکز یار دور ماند و گرفتارِ خار شدزین هر دو درد رَست گل از امرِ اِئتِیا*۱از غیب رو نمود صَلایی زد و برفتکاین راه کوته است، گرت نیست پا روا(۲)من هم خموش کردم و رفتم عَقیبِ(۳) گلاز من سلام و خدمت(۴) ریحان و لاله رادل از سخن پُر آمد و امکانِ گفت نیستای جانِ صوفیان بگشا لب به ماجرازان حال‌ها بگو که هنوز آن نیامده‌ستچون خوی صوفیان نبُوَد ذکرِ مامَضی(۵)چون کیسه جمع نَبْوَد، باشد دریده درزپس سیم جمع چون شود از وی؟ یکی بیا*۱ قرآن کریم، سوره فصلت(۴۱)، آیه ۱۱Quran, Sooreh Fosselat(#41), Line #11ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَچون خداوند به آسمان پرداخت و آن دودی بود. به آسمان

página 18 de 51