Sinopsis
Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)
Episodios
-
Ganje Hozour audio Program #731
03/10/2018برنامه صوتی شماره ۷۳۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۱ اکتبر ۲۰۱۸ ـ ۱۰ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۶۶۲ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2662, Divan e Shams دلا، رو، رو، همان خون شو که بودی بدان صحرا و هامون(۱) شو که بودی درین خاکسترِ هستی چه غَلْطی؟ در آتشدان و کانون شو که بودی درین، چون شد چگونه؟ چند مانی؟ بدان تَصریفِ(۲) بیچون شو که بودی نه گاوی که کشی بیگارِ گردون بر آن بالای گردون شو که بودی درین کاهش، چو بیمارانِ دِقّی(۳) به عمرِ روزافزون شو که بودی زبونِ طِبِّ افلاطون چه باشی؟ فَلاطونِ(۴) فَلاطون شو که بودی اَیْمَ هُوَ(۵) کی، اسیرانه چه باشی؟ همان سلطان و بارون(۶) شو که بودی اگر رویین تنی، جسم آفتِ توست همان جانِ فریدون(۷) شو که بودی همان اقبال و دولت بین که دیدی همان بختِ همایون شو که بودی رها کن نظم کردن دُرّها را به دریا دُرِّ مَکنُون(۸) شو که بودی مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۱۹۷ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 5, Line # 1197 مناجات ای دهندهٔ قوت و تَمکین(۹) و ثَبات
-
Ganje Hozour audio Program #730
26/09/2018برنامه صوتی شماره ۷۳۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۸ ـ ۳ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۰۹۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2099, Divan e Shamsچند نَظّاره(۱) جهان کردن؟آب را زیرِ کَه نهان کردن؟رنج گوید که: گنج آوردمرنج را باید امتحان کردنآنکه از شیر خون روان کردستشیر داند(۲) ز خون روان کردنآسمان را چو کرد همچون خاکخاک را داند آسمان کردنبعد ازین شیوهٔ دگر گیرمچند بیگارِ(۳) دیگران کردن؟تیز برداشتی(۴) تو ای مطرباین به آهستگی توان کردناین گران زخمهیی است، نتوانیمرقص بر پردهٔ گران(۵) کردنیک دو ابریشمک(۶) فروتر گیرتا توانیم فهمِ آن کردناندک اندک ز کوه سنگ کشندنتوان کوه را کشان کردن(۷)تا نبینند جانِ جانها راکی توان سَهل ترکِ جان کردنبنما(۸) ای ستاره کاندر ریگ(۹)نتوان راه بینشان کردنمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۵۲۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1524, Divan e Shamsچو آب آهسته زیرِ کَه(۱۰) درآیمبه ناگه کوه را چون کَه رُبایم(چو آب آهسته زیرِ کَه
-
Ganje Hozour audio Program #729
19/09/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۸ ـ ۲۷ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2437, Divan e Shamsای یوسفِ خوش نام هی، در ره میا بیهمرهیمَسکُل(۱) ز یعقوبِ خرد، تا درنیفتی در چَهیآن سگ بُوَد کاو بیهده خُسپَد به پیشِ هر دریوان خَر بُوَد کز ماندگی(۲) آید سوی هر خَرگهی(۳)در سینه این عشق و حسد بین کز چه جانب میرسددل را که آگاهی دهد جز دلنوازی، آگهی؟مانندِ مرغی باش هان، بر بیضه(۴) همچو پاسبانکز بیضه دل زایدت مستیِ و وصل و قَهقَهیدامن ندارد(۵) غیرِ او، جمله گدا اند ای عمودر زن دو دستِ خویش را در دامنِ(۶) شاهنشهیمانندِ خورشید از غمش میرو در آتش تا به شبچون شب شود، میگرد خوش بر بامِ او همچون مَهیبر بامِ او این اختران تا صبحدم چوبک زنان(۷)والله مبارک حضرتی(۸)، والله همایون(۹) درگهی(۱۰)آن انبیا کاندر جهان کردند رو در لامکانرَستند از دامِ زمین، وز شرکتِ هر ابلهیبربوده گشتند آن طرف، چون آهن از آهن ربازان سان که
-
Ganje Hozour audio Program #728
12/09/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۸ ـ ۲۰ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۲۵۵ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1255, Divan e Shamsاندک اندک راه زد سیم و زرشمرگ و جَسکِ(۱) نو فتاد اندر سرشعشق گردانید با او پوستین(۲)میگریزد خواجه از شور و شرشاندک اندک روی سرخش زرد شداندک اندک خشک شد چشمِ تَرَشوسوسه و اندیشه بر وی در گشادراند عشقِ لااُبالی(۳) از درشاندک اندک شاخ و برگش خشک گشتچون بریده شد رگِ بیخ آورش(۴)اندک اندک دیو شد لاحَول گو(۵)سست شد در عاشقی بال و پرشاندک اندک گشت صوفی خرقه دوزرفت وجد و حالتِ خرقه درشعشق داد و دل برین عالم نهاددر برش زین پس نیاید دلبرشزان همی جنباند سر او سست سستکآمد اندر پا و افتاد اکثرشبهرِ او پُر میکنم من ساغریگر بنوشد برجهاند ساغرشدستها زان سان برآرد کآسمانبشنود آوازِ الله اکبرشمیر(۶) ما سیرست زین نکته و ملولدرکشان اندر حدیثِ دیگرشکشتۀ عشقم، نترسم از امیرهر که شد کشته چه خوف از خنجرش؟بتّرینِ مرگها بیعشقی استبر چه می
-
Ganje Hozour audio Program #727
05/09/2018برنامه شماره ۷۲۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۳ سپتامبر ۲۰۱۸ ـ ۱۳ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۵۶۲ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2562, Divan e Shamsیکی فرهنگِ دیگر، نو، برآر ای اصلِ داناییببین تو چاره یی از نو، که اَلحَق سخت بیناییبسی دلها چو گوهرها ز نورِ لَعلِ(۱) تو تابانبسی طوطی که آموزند از قندت شِکَرخایی(۲)زدی طعنه که دودِ تو ندارد آتشِ عاشقگر آتش نیستش حقّی، وگر دارد، چه فرمایی؟برو ای جانِ دولت جو، چه خواهم کرد دولت را؟من و عشق و شبِ تیره، نگار و باده پیماییبیا ای مونسِ روزم، نگفتم دوش در گوشَت؟که عشرت در کمی خندد، تو کم زن(۳) تا بیفزاییدلا آخر نمیگویی کجا شد مکر و دَستانت(۴)؟چو جام از دستِ جان نوشی، از آن بیدست و بیپاییبه هر شب شمسِ تبریزی، چه گوهرها که میبیزی(۵)چه سلطانی، چه جان بخشی، چه خورشیدی، چه دریاییمولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۸۳۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 3, Line # 839جهدِ بی توفیق خود کس را مباددر جهان، وَاللهُ اَعلَم بِالسَّ
-
Ganje Hozour audio Program #726
29/08/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۷ اوت ۲۰۱۸ ـ ۶ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۵۷۰ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2570, Divan e Shamsپنهان به میانِ ما میگردد سلطانیو اندر حَشَرِ(۱) موران، افتاده سلیمانیمیبیند و میداند، یک یک سِرِ یاران راامروز در این مجمع شاهنشهِ سِردانیاسرار بر او ظاهر، همچون طَبَقِ حلواگر مکر کند دزدی، ور راست رود جانینیک و بدِ هر کس را، از تخته پیشانی(۲)میبیند و میخواند، با تجربه خط خوانیدر مَطبَخِ ما آمد، یک بیمن و بیماییتا شور دراندازد، بر ما و نمکدانیامروز سَماعِ ما، چون دل سبکی داردیا رب تو نگهدارش ز آسیبِ گران جانیآن شیشه دلی(۳) کز دی، بگریخت چو نامردانامروز همیآید پر شرم و پشیمانیصد سال اگر جایی، بگریزد و بستیزدپرگریه و غم باشد بی دولتِ خندانیخورشید چه غم دارد، ار خشم کند گازُر(۴)؟خاموش، که بازآید بلبل به گلستانیمولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۷۸۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi), Book # 2, Line # 3781با سلیمان، پا
-
Ganje Hozour audio Program #725
22/08/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۰ اوت ۲۰۱۸ ـ ۳۰ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۵۷۱ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2571, Divan e Shamsای شاهِ مسلمانان، وی جانِ مسلمانیپنهان شده و افکنده در شهر پریشانیای آتشِ در آتش، هم میکُش و هم میکَشسلطانِ سَلاطینی(۱)، بر کُرسیِ(۲) سُبحانیشاهنشهِ هر شاهی، صد اختر و صد ماهیهر حکم که میخواهی، میکن، که همه جانیگفتی که: تو را یارم، رختِ تو نگهدارماز شیر عجب باشد، بس نادِره(۳) چوپانیگر نیست و گر هستم، گر عاقل و گر مستمور هیچ نمیدانم، دانم که تو میدانیگر در غم و در رنجم، در پوست نمیگنجمکز بهرِ چو تو عیدی، قربانم و قربانیگه چون شبِ یغمایی(۴)، هر مُدرِکه(۵) برباییروز از تنِ همچون شب، چون صبح برون رانیگه جامه بگردانی، گویی که: رسولم منیا رب، که چه گردد جان، چون جامه بگردانیدر رزم تویی فارِس(۶)، بر بام تویی حارِس(۷)آن چیست عجب، جز تو کو را تو نگهبانی؟ای عشق تویی جمله، بر کیست تو را حمله؟ای عشق عدمها را، خواهی که ب
-
Ganje Hozour audio Program #724
15/08/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۱۳ اوت ۲۰۱۸ ـ ۲۳ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۵۷۵ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2575, Divan e Shamsهر لحظه یکی صورت، میبینی و زادن نیجز دیده فزودن(۱) نی، جز چشم گشودن نیاز نعمتِ روحانی، در مجلسِ پنهانیچندانکه خوری می خور، دستوریِ(۲) دادن نیآن میوه که از لطفش، می آب شود در کفو آن میوه نورش را، بر کف بنهادن نیاین بوی که از زلفِ آن ترکِ خَطا(۳) آمددر مُشکِ تَتاری نی، در عَنبر و لادن نیمیکوبد تقدیرش، در هاونِ تن جان راوین سُرمه عشقِ او اندر خورِ هاوَن نیدیدی تو چنین سرمه، کو هاونها ساید؟تا بازرود آنجا، آنجا که تو و من نیآنجا روش و دین نی، جز باغِ نوآیین نیجز گُلبُن(۴) و نسرین نی، جز لاله و سوسن نیبگذار تَنیها(۵) را، بشنو اَرِنیها* راچون سوخت منیها را، پس طعنه گهِ(۶) لَن(۷) نیتن را تو مبر سویِ شمس الحقِ تبریزیکز غلبه جان آنجا، جای سرِ سوزن نی* قرآن کریم، سوره اعراف(۷)، آیه ۱۴۳Quran,
-
Ganje Hozour audio Program #723
08/08/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۶ اوت ۲۰۱۸ ـ ۱۶ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۶۰۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2606, Divan e Shams مانده شدم از گفتن، تا تو برِ ما مانی خویشِ من و پیوندی، نی همره و مهمانی شیری است که میجوشد، خونی است نمیخسبد خَربنده(۱) چرا گشتی؟ شه زاده ارکانی زر دارد و زر بِدْهد، زین واخردت این دم آنکس که رهانید از بسیار پریشانی اشتر ز سوی بیشه، بی جهد نمیآید کی آمدهای ای جان، زان خاک(۲) به آسانی؟ صد جا بتُرَنجیدی(۳)، گفتی: نروم زینجا گوشِ تو کشان کردم، تا جوهرِ انسانی در چرخ درآوردم، نُه گنبدِ نیلی را اِستیزه چه میبافی، ای شیخِ لَت انبانی(۴)؟ چون دیگ سیه پوشی، اندر پی تُتماجی(۵) کو نخوتِ(۶) کَرَّمنا*، کو همتِ سلطانی؟ تو مردِ لبِ قِدری(۷)، نی مردِ شبِ قدری تو طفلِ سرِ خوانی، نی پیرِ پری خوانی سخت است بلی پندت، اما نگذارندت سیلی زندت آرد، استادِ دبستانی هر لحظه کمندی نو، در گردنت اندازد روزی که به جد گیرد، گردن ز که پیچانی؟ بنگر تو در
-
Ganje Hozour audio Program #722
01/08/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۳۰ ژوئیه ۲۰۱۸ ـ ۹ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۰۴۳ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2043, Divan e Shamsدیدی چه گفت بهمن؟ هیزم بنه چو خرمنگر دی نکرد سرما، سرمای هر دو بر منسرما چو گشت سرکش، هیزم بنه در آتشهیزم دریغت آید؟ هیزم بِه است یا تن؟نقشِ فناست هیزم، عشقِ خداست آتشدرسوز نقشها را، ای جانِ پاکدامن(۱)تا نقش را نسوزی، جانت فِسُرده(۲) باشدمانندِ بت پرستان دور از بهار و مَأمَن(۳)در عشقِ همچو آتش چون نقره باش دلخوشچون زاده خلیلی، آتش تو راست مسکنآتش به امرِ یزدان گردد به پیشِ مردانلاله و گل و شکوفه ریحان و بید و سوسنمؤمن فُسون(۴) بداند، بر آتشش بخواندسوزش در او نماند، مانَد چو ماهِ روشنشاباش ای فسونی کافتد ازو سکونیدر آتشی که آهن گردد ازو چو سوزنپروانه زان زند خود، بر آتشِ مُوَقَّد(۵)کو را همی نماید، آتش به شکلِ روزنتیر و سِنان(۶) به حَمزه(۷) چون گلفشان نمایددر گلفشان نپوشد کس خویش را به جوشَن(۸)فرعون همچو دوغی
-
Ganje Hozour audio Program #721
25/07/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۸ ـ ۲ مردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۶۲۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 624, Divan e Shamsهر ذرّه که بر بالا می نوشد و پا کوبدخورشیدِ ازل بیند وز عشقِ خدا کوبدآن را که بخنداند، خوش دست برافشاندو آن را که بترساند دندان به دعا کوبد(۱)مست است از آن باده، با قامتِ خم دادهاین چرخ برین بالا، ناقوسِ صَلا(۲) کوبداین عشق که مست آمد، در باغِ اَلَست آمدکانگورِ وجودم را در جهد و عَنا(۳) کوبدگر عشق نه مستستی، یا باده پرستستیدر باغ چرا آید؟ انگور چرا کوبد؟تو پای همیکوبی، و انگور نمیبینیکاین صوفیِ جانِ تو در مِعصَرهها(۴) کوبدگویی همه رنج و غم بر من نهد آن همدمچون باغ تو را باشد، انگور که را کوبد؟همخرقه ایوبی(۵)، زان پای همیکوبیهر کو شنود «اُرکُضْ»(۶)* او پای وفا کوبداز زِمزِمه یوسف یعقوب به رقص آمدوان یوسفِ شیرین لب پاکوبد، پا کوبدای طایفه، پا کوبید، چون حاضرِ آن جوییدباشد که سعادت پا در پای شما کوبد(۷)این عش
-
Ganje Hozour audio Program #720
18/07/2018برنامه صوتی شماره ۷۲۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۸ ـ ۲۶ تیرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۹۳۲ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1227, Divan e Shams چه باشد ای برادر، یک شب اگر نخسبی؟ چون شمع زنده(۱) باشی، همچون شَرَر نخسبی؟ درهای آسمان را شب بخت میگشاید نیک اختریت باشد، گر چون قمر(۲) نخسبی گر مردِ آسمانی، مشتاقِ آن جهانی زیرِ فلک نمانی جز بر زِبَر(۳) نخسبی چون لشکرِ حَبَش(۴) شب، بر روم(۵) حمله آرد باید که همچو قیصَر در کَرّ و فَر نخسبی عیسیِّ روزگاری، سَیّاح(۶) باش در شب در آب و در گِل ای جان تا همچو خر نخسبی شب رو، که راهها را در شب توان بریدن(۷) گر شهرِ یار خواهی، اندر سفر نخسبی در سایه خدایی خسپند نیکبختان زنهار ای برادر، جای دگر نخسبی چون از پدر جدا شد، یوسف نه مبتلا شد؟ تو یوسفی، هلا تا جز با پدر نخسبی زیرا برادرانت دارند قصدِ جانت هان تا میانِ ایشان جز با حَذَر(۸) نخسبی تبریزِ شمسِ دین را جز رَه روی(۹) نیابد گر تو ز رَه روانی، بر ره گذر نخسبی مولوی، دیوان شمس، رباعی شم
-
Ganje Hozour audio Program #719
11/07/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۹ ژوئیه ۲۰۱۸ ـ ۱۹ تیرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Format مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۲۲۷ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1227, Divan e Shams رویش خوش و مویش خوش، وان طُرِّه(۱) جَعدینَش(۲) صد رحمت هر ساعت بر جانش و بر دینش هر لحظه و هر ساعت یک شیوه(۳) نو آرد شیرین تر و نادرتر زان شیوه پیشینش آن طُرِّه پرچین را چون باد بشوراند صد چین و دو صد ماچین(۴) گم گردد در چینش بر روی و قفای مه سیلی زده حُسنِ او بر دَبدَبه قارون تَسخَر زده(۵) مسکینش آن ماه که میخندد، در شرح نمیگنجد ای چشم و چراغِ من، دم درکش و میبینش صد چرخ همی گردد بر آبِ حیاتِ او صد کوه کمر بندد در خدمتِ تمکینش گولی(۶) مگر ای لولی(۷)؟ اینجا به چه میمولی(۸) رو صید و تماشا کن در شاهی شاهینش گر اسب ندارد جان، پیشش برود لنگان بنشاند آن فارِس(۹) جان را سپسِ زینش ور پای ندارد هم، سر بندد و سر بنهد مانندِ طبیب آید آن شاه به بالینش عشقست یکی جانی، دررفته به صد صورت دیوانه شدم باری، من در فن و آیینش حُسن و نمکِ نادر در ص
-
Ganje Hozour audio Program #718
05/07/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲ ژوئیه ۲۰۱۸ ـ ۱۲ تیرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۵۶۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 566, Divan e Shamsبُتی کاو زُهره و مَه را همه شب شیوه(۱) آموزددو چشمِ او به جادویی دو چشمِ چرخ بردوزدشما دلها نگه دارید، مسلمانان که من باریچنان آمیختم با او که دل با من نیامیزدنخست از عشقِ او زادم، به آخر دل بدو دادمچو میوه زاید از شاخی، از آن شاخ اندر آویزدز سایه خود گریزانم، که نور از سایه پنهانستقرارش از کجا باشد، کسی کز سایه بگریزد؟سرِ زلفش همیگوید: صَلا(۲) زوتر رَسَن(۳) بازیرخِ شمعش همیگوید: کجا پروانه تا سوزد؟برای این رَسَن بازی دلاور باش و چَنبَر(۴) شودرافکن خویش در آتش چو شمعِ او برافروزدچو ذوقِ سوختن دیدی، دگر نشکیبی(۵) از آتشاگر آبِ حیات آید تو را ز آتش نینگیزدمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۶۵۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 656, Divan e Shamsای آنکه بزادیت، چو در مرگ رسیدیداین زادنِ ثانیست، بزایید، بزایید
-
Ganje Hozour audio Program #717
27/06/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۵ ژوئن ۲۰۱۸ ـ ۵ تیرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۶۵۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 656, Divan e Shamsمرغان، که کنون از قفسِ خویش جداییدرخ باز نمایید و بگویید کجایید؟کشتیِّ شما ماند بر این آب، شکستهماهی صفتان، یک دم از این آب برآییدیا قالب بشکست و بدان دوست رسیدیتیا دام بشد از کف و از صید جدایید؟امروز شما هیزمِ آن آتشِ خویشید؟یا آتشتان مُرد، شما نورِ خدایید؟آن باد وبا گشت، شما را فُسُرانید(۱)یا باد صبا گشت، به هر جا که درآیید؟در هر سخن از جانِ شما هست جوابیهر چند دهان را به جوابی نگشاییددر هاونِ ایّام چه دُرها(۲) که شکستیدآن سُرمهء دیدست، بسایید، بساییدای آنکه بزادیت، چو در مرگ رسیدیداین زادنِ ثانیست، بزایید، بزاییدگر هند و گر ترک بزادیت دوم بارپیدا شود آن روز که روبند گشایید*ور زانکه سِزیدیت به شمس الحقِ تبریزوالله که شما خاصْبَکِ(۳) روز سِزایید(۴)* قرآن کریم، سوره قیامت(۷۵)، آیه ۲۲-۲۴Quran, Sooreh Ghiamat(#75), Line #22-24وُجُوه
-
Ganje Hozour audio Program #716
20/06/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۱۸ ژوئن ۲۰۱۸ ـ ۲۹ خردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۱۸۵ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2185, Divan e Shamsچو بگشادم نظر از شیوه توبشد کارم چو زَر(۱) از شیوه توتویی خورشید و من چون میوه خامبه هر دم پختهتر از شیوه توچو زُهره(۲) مینوازم چنگِ عِشرت(۳)شب و روز ای قمر، از شیوه توبه هر دم صد هزار اجزای مردهشود چون جانور از شیوه توچرا اَزرَق قبایِ(۴) چرخ گردونچنین بندد کمر از شیوه تو؟چرا روی شَفَق(۵) سرخ است هر شامبه خونابه جگر از شیوه تو؟ز شیوه ماهت استاره همی جَست(۶)گرفتم من بَصَر(۷) از شیوه توبه خوبی همچو تو خود این محال استچنان خوبی پسر از شیوه توز انبوهی نباشد جای سوزن(۸)ز عاشق، وین حَشَر(۹) از شیوه توعجب چون آمد اندر عالم عشقهزاران شور و شر از شیوه تواگر نه پرده آویزی به هر دمبِدَرَّد این بشر از شیوه تواگر غفلت نباشد، جمله عالمشود زیر و زبر از شیوه توچرایم؟ شمس تبریزی، چو شیدابه گِردِ بام و در از شیوه تومولوی
-
Ganje Hozour audio Program #715
13/06/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۱۱ ژوئن ۲۰۱۸ ـ ۲۲ خردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۶۲۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 626, Divan e Shamsهر کآتشِ من دارد، او خرقه ز من داردزخمی چو حُسینستش، جامی چو حسن داردنفس اَرچه که زاهد شد، او راست نخواهد شدور راستیی خواهی آن سروِ چمن داردجانیست تو را ساده، نقشِ تو از آن زادهدر ساده جان بنگر، کان ساده چه تن دارد؟آیینه جان را بین هم ساده و هم نَقشینهر دم بتِ نو سازد، گویی که شَمَن(۱) داردگه جانبِ دل باشد، گه در غمِ گِل باشدماننده آن مردی کز حرص دو زن داردکی شاد شود آن شه کز جان نَبُوَد آگه؟کی ناز کند مرده کز شَعْر(۲) کفن دارد؟میخاید(۳) چون اُشتُر، یعنی که دهانم پُرخاییدنِ بیلقمه تَصدیعِ(۴) ذَقَن(۵) داردمردانه تو مجنون شو و اندر لگنِ خون شوگه ماده و گه نر نی، کان شیوه زَغَن(۶) داردچون موسیِ رُخ زردش توبه مکن از دردشتا یار نَعَم(۷) گوید، گر گفتنِ لَنْ(۸)* داردچون مستِ نِعَم(۹) گشتی، بیغصْه
-
Ganje Hozour audio Program #714
06/06/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۴ ژوئن ۲۰۱۸ ـ ۱۵ خردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۱۱۶ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1116, Divan e Shamsهر کس به جنسِ خویش درآمیخت، ای نگارهر کس به لایقِ گهرِ خود گرفت یاراو را که داغِ توست، نیارد(۱) کسی خریدآن کو شکارِ توست، کسی چون کند شکار؟ما را چو لطفِ روی تو بیخویشتن کندما را ز روی لطف، تو بیخویشتن مدارچون جنسِ همدگر بگرفتند، جنس جنسهر جنس، جنسِ گوهرِ خود کرد اختیاربا غیرِ جنس اگر بنشیند، بُوَد نِفاق(۲)مانندِ آب و روغن و مانندِ قیر و قارتا چون به جنسِ خویش رود، از خلافِ جنسزین سوی تشنهتر شده باشد، بدان کنارهرک از تو میگریزد، با دیگری خوشستو آنک از تو میرمد، به کسی دارد او قرارو آن کو تُرُش(۳) نشست، به پیشِ تو همچو ابرخندان دلست پیشِ دگر کس، چو نوبهارگویی که نیست از مهِ غیبم به جز که میغ(۴)وز جام و خَمرِ(۵) روح مرا نیست جز خمارآن نای و نوش یاد نمیآیدت، که توخوش میخوری ز دستِ یکی دیوِ سنگسار(۶)صد جام درکشی ز کفِ د
-
Ganje Hozour audio Program #713
30/05/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۸ می ۲۰۱۸ ـ ۸ خردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۱۹۷ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1197, Divan e Shamsاگر آتش است یارت، تو برو در او همیسوزبه شبِ فراق سوزان تو چو شمع باش تا روزتو مخالفت همیکش، تو موافقت همیکنچو لباسِ تو درانند، تو لباسِ وصل میدوزبه موافقت بیابد تن و جان سماعِ جانیز رباب و دفّ و سرنا و ز مطربان درآموزبه میانِ بیست مطرب چو یکی زند مخالفهمه گم کنند ره را چو ستیزه شد(۱) قَلاوز(۲)تو مگو همه به جنگند و ز صلحِ من چه آید؟تو یکی نهای، هزاری، تو چراغِ خود برافروزکه یکی چراغِ روشن ز هزار مرده(۳) بهترکه به است یک قدِ خوش ز هزار قامتِ کوز(۴)نکاتی از غزل شماره ۲۹۳۴ دیوان شمس،(موضوع برنامه شماره ۷۱۱):مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۱۹۷ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2934, Divan e Shamsرفتی شکار گشتی: تو باید شکار زندگی شویگفتی قرار یابم خود بیقرار گشتی:شناس
-
Ganje Hozour audio Program #712
23/05/2018برنامه صوتی شماره ۷۱۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی ۱۳۹۷ تاریخ اجرا: ۲۱ می ۲۰۱۸ ـ ۱ خردادPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهAll Poems, PDF Formatمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۶۲۸ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1628, Divan e Shamsدیده از خلق ببستم، چو جمالش دیدممستِ بخشایشِ او گشتم و جان بخشیدمجهتِ مُهرِ سلیمان همه تن موم شدموز پیِ نور شدن مومِ مرا مالیدمرایِ(۱) او دیدم و رایِ کژِ خود افکندمنایِ او گشتم و هم بر لبِ او نالیدماو به دستِ من و کورانه به دستش جُستممن به دستِ وی و از بی خبران پرسیدمساده دل بودم و یا مست و یا دیوانهترس ترسان ز رَزِ(۲) خویش همی دزدیدماز رهِ رِخنه(۳) چو دزدان به رَزِ خود رفتمهمچو دزدان، سَمَن(۴) از گلشنِ خود می چیدمبس کن و رازِ مرا بر سرِ انگشت مپیچ(۵)که من از پنجه پیچِ(۶) تو بسی پیچیدمشمسِ تبریز که نورِ مه و اختر هم ازوستگر چه زارم ز غمش، همچو هلالِ عیدممولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۹۳۴ Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2934, Divan e Shamsخِضرت چرا نخوانم، کآبِ حیات خوردی؟فاروق(۷) چون نباشی، چو