Sinopsis
Interpretations of Rumi's poems in Farsi and English under Ganj e Hozour (Tresure of Presence)
Episodios
-
Ganje Hozour audio Program #851
28/01/2021برنامه صوتی شماره ۸۵۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۶ ژانویه ۲۰۲۱ - ۸ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۵۸۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1580, Divan e Shamsتا دلبرِ خویش را نبینیمجُز در تَکِ خونِ دل نَشینیم(۱)ما بِهْ نَشَویم از نصیحتچون گمرهِ عشقِ آن بهینیم(۲)اندر دلِ دَرد خانه داریمدرمان نَبُوَد چو همچنینیمدر حلقۀ عاشقانِ قُدسیسَرحلقه چو گوهرِ نگینیمحاشا(۳) که ز عقل و روحْ لافیم(۴)آتش در ما اگر هَمینیمگَر از عَقَباتِ(۵) روحْ جَستیمستانه مَرو که در کَمینیمچون فِتنه نشانِ آسمانیمچونست که فتنۀ زمینیم؟چون ساده تر از روانِ پاکیمپُرنقش چرا مثالِ چینیم؟پژمرده شود هزار دولت*ما تازه و تَر چو یاسمینیمگَر مُتَّهَمیم پیشِ هستیاندر تُتُقِ(۶) فنا اَمینیمما پشت بدین وجود داریمکاندر شکمِ فنا جَنینیمتبریز، ببین چه تاج داریمزان سَر که غلامِ شمسِ دینیم* قرآن کریم، سوره الرحمن(۵۵)، آیه ۲۷و۲۶Quran, Sooreh Ar-Rahman(#55), Line #26,27« كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ.» (۲۶)« هر چه بر روى زمين است دستخوش فناست.»
-
Ganje Hozour audio Program #850
21/01/2021برنامه صوتی شماره ۸۵۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۹ ژانویه ۲۰۲۱ - ۱ بهمنPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۱۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 217, Divan e Shamsچه نیکبخت کسی که خدای خواند تو رادرآ درآ به سعادت دَرَت گُشاد خداکه برگشاید دَرها؟ مُفَتِّحُ اْلَابْواب(۱)که نُزْل(۲) و منزل بخشید؟ نَحْنُ نَزَّلْنا(۳)*که دانه را بشکافَد، ندا کند به درختکه سَر بَرآر به بالا و میفشان خرما؟که دَردَمید در آن نِی که بود زیرِ زمین؟که گشت مادرِ شیرین و خسروِ حلوا؟که کرد در کَفِ کانْ خاک را زَر و نقره؟که کرد در صدفی آب را جواهرها؟ز جان و تَن بِرَهیدی به جذبهٔ جانان(۴)ز قاب و قوس گذشتی به جذبِ اَوْ اَدْنی(۵)**چنین بلند چرا میپَرَد هُمایِ ضَمیر؟شنید بانگِ صَفیری ز رَبِّیَ الْاَعْلیهم آفتاب شده مُطربَت که خیز سُجودبه سویِ قامتِ سَروی ز دستِ لاله صَلاگُلِ شکفته بگویم که از چه میخندد؟که مُسْتَجاب(۶) شد او را از آن بهار دُعاچو بویِ یوسفِ معنی گُل از گریبان یافتدهان گُشاد به خنده که های یا بُشْرا(۷)***به دی
-
Ganje Hozour audio Program #849
14/01/2021برنامه صوتی شماره ۸۴۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۲ ژانویه ۲۰۲۱ - ۲۴ دیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۱۵۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2155, Divan e Shamsکِی ز جهان بُرون شود جُزوِ جهان؟ هله بگوکِی بِرَهَد ز آب نَم؟ چون بِجَهَد یکی ز دو؟هیچ نمیرد(۱) آتشی ز آتش دیگر ای پسرای دلِ من ز عشق خون، خونِ مرا به خون مَشوچند گریختم، نشد سایهٔ من ز من جُداسایه بُوَد مُوکِّلَم، گرچه شَوَم چو تارِ مونیست جُز آفتاب را قوَّتِ دفعِ سایههابیش کُند، کَمَش کُند، این تو ز آفتاب جوور دو هزار سال تو در پیِ سایه میدَویآخرِ کار بنگری تو سِپَسی و پیش اوجُرمِ تو گشت خدمتت، رنجِ تو گشت نعمتتشمعِ تو گشت ظلمتت، بَندِ تو گشت جُست و جوشرح بِدادَمی ولی پُشتِ دلِ تو بشکَندشیشهٔ دل چو بشکَنی، سود نداردَت رفو(۲)سایه و نور بایَدَت، هر دو بهم، ز من شِنوسَر بِنِه و دراز شو پیشِ درختِ اِتَّقُوا(۳)چون ز درختِ لطفِ او بال و پَری بِرویَدَتتَن زن چون کبوتران، بازمَکُن بَقَربَقو(۴)چَغز(۵) در آب میرَوَد، مار نمیرس
-
Ganje Hozour audio Program #848
07/01/2021برنامه صوتی شماره ۸۴۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۵ ژانویه ۲۰۲۱ - ۱۷ دیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۵۱۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2513, Divan e Shamsبیا ای عارفِ مُطرب، چه باشد گر ز خوش خوییچو شِعری(۱) نورافشانی وَزان اشعار برگویی؟به جانِ جملهٔ مَردان، به دَردِ جُمله بادَردانکه بَرگو تا چه میخواهی، وَزین حیران چه میجویی؟از آن رویِ چو ماهِ او، زِ عشقِ حُسن خواهِ اوبیاموزید ای خوبان، رُخ افروزی و مَهْ روییاز آن چشمِ سیاهِ او، وَزان زلفِ سه تاهِ اوالا ای اهلِ هِندُستان، بیاموزید هِندوییزِ غمزهٔ تیراَندازَش، کِرشمهٔ ساحِری سازشهلا هاروت و ماروتَم(۲)، بیاموزید جادویی(۳)ایا اصحاب و خلوَتْیان، شده دل را چنان جویانز لعلِ(۴) جانْفزایِ(۵) او بیاموزید دلجوییز خرمنگاهِ شش گوشه(۶)، نخواهی یافتن خوشهروان شو سویِ بیسویان، رها کن رسمِ شش سویی(۷)همه عالَم ز تو نالان، تو باری از چه مینالی؟چو از تو کم نشد یک مو، نمیدانم چه میمویی(۸)؟فدایم آن کبوتر را، که بر بامِ تو میپَرَّدکجایی ای سگِ مُ
-
Ganje Hozour audio Program #847
31/12/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۹ دسامبر ۲۰۲۰ - ۱۰ دیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۴۴۳Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2443, Divan e Shamsای تو مَلول از کارِ من، من تشنه تر هر ساعتیآخر چه کم گَردد ز تو کز تو برآید حاجتی؟بر تو زیانی کِی شود، از تو عدم گَر شی شودمَعدوم(۱) یابد خلعتی(۲)، گیرد زِ هستی رایتییا مُستَحقِّ(۳) مرحمت یابد مقام و مَرتبَتبَرخوانَد اندر مَکتَبَت از لوحِ مَحفوظ(۴) آیتیای رَحْمَةً لِلْعالَمین(۵) بخشی زِ دریایِ یقین*مر خاکیان را گوهری، مر ماهیان را راحتیموجَش گَهی گوهر کند، لطفش گَهی کَشتی کَشَدچندین خلایق اندرو، مر هر یکی را حالتیخود پیشتر اجزایِ او در سجده همچون شاکرانوز بهرِ خدمت موجِ او گَهْ گَهْ نماید قامتی(۶)در پیشِ دریایِ نهان، این هفت دریایِ جهانچون واهِب(۷) اندر بخششی، چون راهِب(۸) اندر طاعتیدریایِ پُر مرجانِ ما، عُمرِ دراز و جانِ ماپس عُمرِ ما بیحد بُوَد، ما را نباشد غایَتیای قطره گَر آگَه شوی، با سِیلها هَمرَه شویسِیلَت سویِ دریا بَرَد،
-
Ganje Hozour audio Program #846
25/12/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۲ دسامبر ۲۰۲۰ - ۳ دیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۶۸۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1680, Divan e Shamsمن اگر پُر غم اگر شادانمعاشقِ دولت آن سلطانمتا که خاکِ قدمش تاجِ مَنَستاَگرَم تاج دهی نَستانمتا لبِ قندِ خوشش پَندم دادقند رویَد بُنِ(۱) هر دندانمگُلم ار چند که خارَم در پاستیوسفم گر چه درین زندانمهر کی یعقوب مَنَست او را منمونسِ زاویهٔ اَحزانم(۲)در وصالِ شبِ او همچو نِیَمقند می نوشم(۳) و در افغانمپایِ من گر چه درین گِل ماندست(۴)نه که من سَروِ چنین بستانم؟ز جهان گر پنهانم چه عجبکه نهان باشد جان، من جانم گر چه پُرخارم سَر تا به قدمکوریِ خار، چو گُل خندانمبودهام مؤمنِ توحید، کنونمؤمنان را پس ازین ایمانمسایهٔ شخصم و اندازهٔ اوقامتش چند بُوَد، چندانمهر که او سایه ندارد چو فلکاو بداند که ز خورشیدانمقیمتم نَبْوَد، هر چند زَرَمکه به بازار نِیَم، در کانم(۵)من درونِ دلِ این سنگ دلانچون زَر و خاک به کان یکسانمچونکه از کانِ جهان
-
Ganje Hozour audio Program #845
18/12/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۵ دسامبر ۲۰۲۰ - ۲۶ آذرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۲۸۶۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2862, Divan e Shamsهله، هشدار که با بیخبران نَستیزیپیشِ مَستانِ چنان رَطلِ گِران(۱)، نَستیزیگر نخواهی که کمان وار اَبَد کَژ مانیچون کَشَندَت سویِ خود همچو کمان، نَستیزیگَر نخواهی که تو را گرگِ هوا بَردَرَّدچون تو را خوانْد سویِ خویش شُبان، نَستیزیعَجَمی وار نگویی تو شَهان را که کِیید؟چون نمایند تو را نقش و نشان، نَستیزیاز میانِ دل و جانِ تو چو سَر بَر کردندجان به شکرانه نهی تو به میان، نَستیزیچو به ظاهر تو سَمِعْنا و اَطَعْنا(۲) گفتی*ظاهر آنگَه شود این که به نهان نَستیزیدر گمانی ز مَعادِ خود و از مَبدَأِ خودشَوَدَت عین، چو با اهلِ عیان نَستیزیدر تَجَلّی بنمایَد دو جهان چون ذرّاتگر شَوی ذَرّه و چون کوهِ گِران نَستیزیز زمان و ز مکان باز رَهی گر تو ز خودچو زمان بَرگُذری و چو مکان نَستیزیمَثَلِ چرخ، تو در گردش و در کار آییگَر چو دولاب(۳)، تو با آبِ روان
-
Ganje Hozour audio Program #844
10/12/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۸ دسامبر ۲۰۲۰ - ۱۹ آذرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۷۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 178, Divan e Shamsمیشدی غافل ز اسرارِ قَضا(۱)زخم خوردی از سِلَحدارِ(۲) قَضااین چه کار افتاد آخر ناگهاناینچنین باشد چنین کارِ قَضاهیچ گُل دیدی که خندد در جهان؟کو نَشُد گِریَنده از خارِ قضا؟هیچ بَختی در جهان رونق گرفت؟کاو نَشُد مَحبوس(۳) و بیمارِ قَضا؟هیچ کَس دُزدیده رویِ عیش دید؟کاو نَشُد آوَنگ(۴) بر دارِ قَضا؟هیچ کَس را مَکر و فَن سودی نکردپیشِ بازیهای مَکّارِ(۵) قَضااین قَضا را دوستان خدمت کنندجان کنند از صِدق ایثارِ قَضاگَر چه صورت مُرد، جان باقی بمانْددر عنایتهایِ بسیارِ قَضاجَوز(۶) بِشکَست و بمانده مغزِ روحرفت در حلوا ز انبارِ قَضاآنکه سویِ نار شد، بیمغز بودمغزِ او پوسید از اِنکارِ قَضاآنکه سویِ یار شد، مَسعود(۷) بودمغزِ جان بُگزید و شد یارِ قَضامولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۴۷۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Mathnavi),
-
Ganje Hozour audio Program #843
04/12/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱ دسامبر ۲۰۲۰ - ۱۲ آذرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۶۵۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1655, Divan e Shamsدوش میگفت جانم: کِای سپهرِ مُعَظَّم(۱)بَس مُعَلَّق زنانی، شعلهها اندر اِشْکَم بی گنه بیجنایت، گردشی بینهایتبر تَنَت در شکایت، نیلیی رسمِ ماتَم(۲)گَه خوش و گاه ناخوش، چون خلیل اندر آتشهم شَه و هم گداوَش، چون براهیمِ اَدهَم(۳)صورتت سَهمناکی(۴)، حالَتَت دردناکیگردشِ آسیاها داری و پیچِ اَرقَم(۵)گفت چرخِ مقدّس، چون نترسم از آن کَسکاو بهشتِ جهان را میکُند چون جهنّم؟در کَفَش خاک مومی سازَدَش زنگ و رومیسازَدَش باز و بومی، سازَدَش شِکَّر و سَماو نَهانیست یارا، این چنین آشکاراپیش کردست ما را، تا شود او مُکَتَّم(۶)کی شود بحرِ کیهان زیرِ خاشاک پنهان؟گشته خاشاک رَقصان، موج در زیر و در بَمچون تَنِ خاکدانَت بر سَرِ آب جانَتجان تُتُق کرده(۷) تَن را در عروسی و در غَمدر تُتُق نوعروسی، تندخویی، شَموسی(۸)می کُند خوش فُسو
-
Ganje Hozour audio Program #842
26/11/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰ - ۵ آذرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۹۴۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 940, Divan e Shamsرُبود عشقِ تو تسبیح و داد بیت و سُرودبسی بکردم لاحَوْل(۱) و توبه، دل نَشُنودغزل سَرا شدم از دستِ عشق و دست زنانبسوخت عشقِ تو ناموس و شَرم و هرچِم(۲) بودعَفیف(۳) و زاهِد و ثابت قدم بُدم چون کوهکدام کوه که بادِ توَش چو کَهْ نَرُبود؟اگر کُهَم، هم از آوازِ تو صدا دارموَگَر کَهَم، همه در آتشِ تواَم کَهْ دود(۴)وجودِ تو چو بدیدم، شدم ز شَرمْ عَدَمز عشقِ این عَدَم آمد جهانِ جانْ به وجودبه هر کجا عَدَم آید، وجودْ کَم گرددزهی عَدَم که چو آمد ازو وجود اَفزودفَلَکْ کَبود و زمین همچو کورِ راه نشینکسی که ماهِ تو بیند رَهَد زِ کور و کَبود(۵)مثالِ جانِ بزرگی، نهان به جسمِ جهانمثالِ احمدِ مُرسَل میانِ گَبْر و جُهودستایِشَت به حقیقت ستایشِ خویش استکه آفتابْ سِتا(۶) چشمِ خویش را بِسُتودستایشِ تو چو دریا، زبانِ ما کَشتیروان مسافرِ دری
-
Ganje Hozour audio Program #841
19/11/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۷ نوامبر ۲۰۲۰ - ۲۸ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۲۰۵Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1205, Divan e Shamsسیر نگَشت جانِ من، بَس مَکُن و مگو که بَسگر چه مَلول(۱) گشتهای، کم نَزَنی ز هیچ کَسچونکه رسول از قُنُق(۲) گشت مَلول و شُد تُرُشناصحِ ایزدی ورا کرد عِتاب(۳) در عَبَس(۴)*گر نکُنی موافقت دَردِ دلی بگیرَدَتهمنَفَسی خوش است خوش، هین مگریز یک نَفَسذوق گرفت هر چه او پُخت میانِ جنسِ خودما بِپَزیم هم بهم، ما نه کَمیم از عَدسمن نَبُرَم ز سرخوشان، خاصه ازین شِکَرکَشانمرگ بُوَد فراقشان، مرگ کِرا بُوَد هوس؟دوش، حریفِ مستِ من، داد سَبو(۵) به دستِ منبِشکَنَم آن سَبوی را بر سَرِ نَفْسِ مُرتَبس(۶)نَفْسِ ضعیف معده را من نَکُنم حریفِ خودزآنکه خُدوک(۷) میشود خوانِ مرا ازین مگسمن پس و پیش نَنگرم، پردۀ شَرم بَردَرَمزآنکه کمندِ سُکرِ(۸) می میکَشَدَم زِ پیش و پَسخوش سَحری که رویِ او باشد آفتابِ ماشاد شبی که
-
Ganje Hozour audio Program #840
13/11/2020برنامه صوتی شماره ۸۴۰ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۰ نوامبر ۲۰۲۰ - ۲۱ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۶۴Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 164, Divan e Shamsچو مرا به سویِ زندان بِکَشید تن ز بالاز مُقرَّبانِ(۱) حضرت بِشُدم غریب و تنهابه میانِ حَبس ناگَه قَمَری مرا قَرین شدکه فِکَنْد در دماغَم هَوَسَش هزار سوداهمه کَس خَلاص جویَد ز بَلا و حَبس، من نیچه رَوَم؟ چه روی آرَم؟ به برون و یار اینجا؟که به غیرِ کُنجِ زندان نَرسَم به خلوتِ اوکه نشد به غیرِ آتش دلِ اَنگَبین مُصَفّا(۲)نظری به سویِ خویشان، نظری بَرو پریشاننظری بِدان تَمَنّا، نظری بدین تماشاچو بُوَد حریف یوسف، نَرَمَد(۳) کسی چو داردبه میانِ حَبس بُستان و که خاصه یوسفِ مابِدَوَد به چشم و دیده سویِ حَبس هر کِه او راز چنین شِکَرسِتانی برسد چنین تقاضامن از اَختران شنیدم که کسی اگر بیابداثری ز نورِ آن مَه، خبری کنید ما راچو بدین گُهَر رسیدی، رَسَدت(۴) که از کرامتبِنَهی قدم چو موسی، گُذری ز هفت دریا(۵)خبرش ز رَشکِ جانها نرسد
-
Ganje Hozour audio Program #839
06/11/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۹ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۳ نوامبر ۲۰۲۰ - ۱۴ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۸۷۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 878, Divan e Shamsصحرا خوشَست، لیک چو خورشید فَر(۱) دهدبُستان خوشَست، لیک چو گلزار بَر دهد(۲)خورشیدِ دیگریست که فرمان و حکمِ اوخورشید را برای مَصالح سفر دهدبوسه به او رَسَد که رُخَش همچو زَر بُوَداو را نمیرسد که رَوَد مال و زَر دهدبنگر به طوطیان که پَر و بال میزنندسویِ شِکَرلبی(۳) که به ایشان شِکَر دهدهر کَس شِکَرلبی بُگزیدهست در جهانما را شِکَرلَبیست که چیزی دگر دهدما را شِکَرلبیست، شِکَرها گدایِ اوستما را شَهَنشَهیست که مُلک(۴) و ظَفَر(۵) دهدهمّت بلند دار اگر شاه زادهایقانع مَشو ز شاه که تاج و کَمر دهدبَرکَن تو جامهها و در آبِ حیات روتا پارههایِ خاکِ تو لَعل و گُهَر دهدبُگریز سویِ عشق و بپرهیز از آن بُتیکاو دلبری نماید و خونِ جگر دهددر چشمِ من نیاید خوبیِّ هیچ خوبنقّاشِ جسم جان را غیبی صُوَر(۶) دهدکی آبِ شور نوشَد با مرغهایِ کور؟آن مرغ را که
-
Ganje Hozour audio Program #838
29/10/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۸ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۷ اکتبر ۲۰۲۰ - ۷ آبانPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۳۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 1382, Divan e Shamsای ساقیِ روشن دلان، بَردار سَغْراقِ(۱) کَرَمکز بهرِ این آوردهای ما را ز صحرایِ عَدَم(۲)تا جان ز فکرت بگذرد، وین پردهها را بَردَرَد(۳)زیرا که فکرت جان خورَد، جان را کُنَد هر لحظه کَمای دل، خموش از قالِ او، واقِف نِهای زَاحوالِ اوبر رُخ نداری خالِ او، گر چون مَهی ای جانِ عَم(۴) خوبی جمالِ عالمان، وان حالْ حالِ عارفان کو دیده؟ کو دانش؟ بگو، کو گلستان؟ کو بوی و شَم(۵)؟زان می که او سرکه شود، زو ترش رویی کی روداین می مجو، آن می بجو، کو جامِ غم؟ کو جامِ جم؟آن مِی بیار ای خوب رو، کِاشکوفهاَش(۶) حکمت بُوَدکز بَحرِ جان دارد مَدد، تا دُرجِ(۷) دُر شد زو شکمبَرریز آن رَطلِ گِران(۸)، بر آهِ سردِ منکِرانتا سَردشان سوزان شود، گردد همه لاشان نَعَم(۹)گَر مجلسم خالی بُدی، گفتارِ من عالی بُدییا نور شو، یا دور شو، بر ما مَکُن چندین ستمما
-
Ganje Hozour audio Program #837
23/10/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۷ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۰ اکتبر ۲۰۲۰ - ۳۰ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۹۴۷Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 947, Divan e Shamsمَخُسب شب که شبی صد هزار جان اَرْزَدکه شب بِبَخشد آن بَدرْ(۱) بَدرهٔ(۲) بیحَدبه آسمانِ جهان هر شبی فرود آید*برایِ هر مُتِظَلِّم(۳) سپاهِ فَضلِ اَحَدخدای گفت قُمِ اللَّیْل(۴) و از گزاف نگفت**ز شب رُویست فر و قَدِّ زُهره و فَرقَد(۵)زِ دودِ شب پَزی ای خامْ ز آتشِ موسیمدادِ شب دهد آن خامه را ز عِلم مَدَدبگیر لیلیِ شب را کِنار، ای مجنونشَبَست خلوتِ توحید و روز شِرک(۶) و عددشَبَست لیلی و روزَست در پِیَش مجنونکه نورِ عقلْ سَحَر را به جَعْدِ(۷) خویش کَشَدبِدان که آبِ حیات اندرونِ تاریکیستچه ماهیی که رهِ آب بستهای بر خَود؟به دیبهِ(۸) سیَه این کعبه را لباسی ساخت***که اوست پشتِ مُطیعان و اوستشان مُسْنَد(۹)درونِ کعبهٔ شب یک نماز صد باشدز بهرِ خواب ندارد کسی چنین مَعبدشکست جمله بُتان را شب و بِمانْد خداکه نیست در کَرَم او را قرین و کُفْو اَحَد*
-
Ganje Hozour audio Program #836
15/10/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۳ اکتبر ۲۰۲۰ - ۲۳ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۸۰۰Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 800, Divan e Shamsگر نَخُسبی ز تواضُع شَبَکی(۱)، جان! چه شود؟ور نَکوبی به دُرشتی درِ هجران چه شود؟ور به یاری و کریمی شَبَکی روز آریاز برای دل پُرآتشِ یاران چه شود؟ ور دو دیده به تماشایِ تو روشن گرددکوریِ دیدهٔ ناشستهٔ شیطان چه شود؟ور بگیرد ز بهاران و ز نوروزِ رُختهمه عالَم گُل و اشکوفه و ریحان چه شود؟آبِ حیوان(۲) که نهفتهست و در آن تاریکیستپُر شود شهر و کُهستان(۳) و بیابان چه شود؟ور بپوشند و بیابند یکی خلعتِ(۴) نواین غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه شود؟ور سواره تو بِرانی سویِ میدان آییتا شود گوشهٔ هر سینه چو میدان چه شود؟دلِ ما هست پریشان، تَنِ تیره شده جمعصاف اگر جمع شود، تیره پریشان چه شود؟به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیستبهرِ ما گر برود ماه به میزان چه شود؟چو عزیر(۵) و خَرِ او را به دَمی جان بخشیدگر خرِ نَفْس شود لایقِ جولان(۶) چه شود؟بر سر
-
Ganje Hozour audio Program #835
08/10/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۵ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۶ اکتبر ۲۰۲۰ - ۱۶ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۵۹۹Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 599, Divan e Shamsامشب عَجَبست ای جان، گر خواب رهی یابدوان چشم کجا خُسپَد، کاو چون تو شَهی یابد؟ای عاشقِ خوش مَذهَب(۱)، زنهار مَخُسب امشبکان یارِ بهانه جو بر تو گُنَهی یابدمن بندهٔ آن عاشق کاو نَر(۲) بُوَد و صادقکز چُستی و شب خیزی از مَهْ کُلَهی یابددر خدمتِ شَهْ باشد، شب هَمرَهِ مَهْ باشد تا از مَلَأِ اَعْلی(۳) چون مَهْ سِپَهی یابد بر زُلفِ شبْ آن غازی(۴) چون دَلْو رَسَن(۵) بازیآموخت که یوسف را در قَعرِ چَهی یابدآن اُشتُرِ بیچاره نومید شُدست از جومیگردد در خِرمَن تا مُشتِ کَهی یابدبالِش چو نمییابد از اطلسِ رویِ توباشد ز شبِ قَدْرَت شالِ سیَهی یابدزان نَعلِ تو در آتش کردند(۶) درین سوداتا هر دلِ سودایی در خود شَرَهی(۷) یابدامشب شبِ قَدْر آمد، خامُش شو و خدمت کُنتا هر دلِ اَللّهی ز اَللَّهْ وَلَهی(۸) یابداندر پیِ خورشیدش شب رو پِ
-
Ganje Hozour audio Program #834
01/10/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۴ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰ - ۹ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۹۴۸Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 2948, Divan e Shamsای کرده رو چو سرکه، چه گردد ار بخندی؟وَالله ز سرکه رویی(۱)، تو هیچ بَرنَبَندی(۲)تلخی سِتان، شِکَر دِهْ، سیلی بِنوش و سَر دِهْخندان بمیر چون گُل، گر زانکه ارجمندیچون مو شُدَست آن مَهْ، در خنده است و قَهْقَهچِتْ کَم شود که گَه گَه، از خویِ ماه رَندی(۳)بِشکُفته است شوره، تو غورهای و غورهآخر تو جان نداری، تا چند مُسْتْمَندی(۴)؟با کانِ غم نشینی، شادی چگونه بینی؟از موش و موش خانه(۵)، کِی یافت کَس بلندی؟بالایِ چرخِ نیلی، یابَند جبرئیلیوز خاکِ پایِ پاکان یابَند بیگَزَندیزان رنگِ روی و سیما، اسرارِ توست پیداکَاندر کدام کویی؟ چه یار میپسندی؟ چون چشم میگشاید، در چشم مینمایدگر زانکه ریشِ گاوی(۶)، ور شیرِ هوشمندیقارونْ مثال دَلْوی(۷)، در قَعْرِ چَهْ فرو شُدعیسی به بامِ گردون، بِنْمود خوش کَمَنْدی(۸)گَر دَلْو سَر بَرآرَد، ج
-
Ganje Hozour audio Program #833
24/09/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۳ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۰ - ۲ مهرPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۵۸۲Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 582, Divan e Shamsاگر خواب آیَدَم امشب، سزایِ ریشِ خود بیندبه جایِ مَفْرَش(۱) و بالین همه مُشت و لَگد بیندازیرا خواب کَژْ بیند که آیینهٔ خیالست اوکه معلومست تَعبیرش، اگر او نیک و بَد بیندخصوصا اَندرین مجلس که امشب دَرنمیگُنجَددو چشمِ عقلِ پایان بین(۲) که صد ساله رَصَد بیندشبِ قَدرست وصلِ او، شبِ قَبرست هجرِ اوشبِ قَبر از شبِ قَدرش کرامات(۳) و مَدَد(۴) بیندخُنُک جانی که بر بامَش همی چوبَک زَنَد(۵) امشبشود همچون سَحَر خندان، عَطایِ بی عدد بیندبرو ای خوابْ خاری زَن تو اندر چشمِ نامَحرمکه حیفَست آنکه بیگانه درین شب قَدّ و خَد(۶) بیندشرابَش دِه، بِخوابانَش، بُرون بَر از گُلِستانَشکه تا در گردنْ او فردا زِ غم حَبْلِ مَسَد(۷) بیند*بِبُردی روز(۸) در گفتن، چو آمد شب خَمُش باریکه هَرکْ از گفتْ خامُش شد، عوض گفتِ اَبَد بیند* قرآن کریم، سوره لهب(۱۱۱)، آیه ۵Qura
-
Ganje Hozour audio Program #832
16/09/2020برنامه صوتی شماره ۸۳۲ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازی۱۳۹۹ تاریخ اجرا: ۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰ - ۲۵ شهریورPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامهنسخه کوچکتر مناسب جهت پرینتمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۴۸۱Rumi( Molana Jalaleddin) Poem(Qazal)# 481, Divan e Shamsچه گوهری تو؟ که کَس را به کَف بَهایِ تو نیستجهان چه دارد در کَف که آن عَطایِ تو نیست؟سزایِ آن که زِیَد بی رُخِ تو زین بَتَرست؟ سزایِ بنده مَدِه، گر چه او سزایِ تو نیستنثارِ خاکِ تو خواهم به هر دَمی دل و جانکه خاک بر سَرِ جانی، که خاکِ پایِ تو نیستمُبارکَست هوایِ تو بر همه مُرغانچه نامُبارک مرغی، که در هوایِ(۱) تو نیستمیانِ موجِ حوادث هر آن کِه اِسْتادَستبه آشنا نَرَهَد، چونکه آشنایِ تو نیستبَقا ندارد عالَم اگر بَقا داردفَناش گیر، چو او مَحْرَمِ بَقایِ تو نیستچه فَرُّخست رُخی کاو شَهیت را ماتَستچه خوش لِقا(۲) بُوَد آنکَس، که بیلِقایِ تو نیستزِ زخمِ تو نَگُریزم، که سختْ خام بُوَددلی که سوختهٔ آتشِ بلایِ تو نیستدلی که نیست نَشُد، روی در مکان داردزِ لامَکانْش بِرانی که رو، که جایِ تو نیستکرانه نیست ثَنا(۳) و ثَناگرانِ تو