Ganj E Hozour Programs

Ganj e Hozour audio Program #526

Informações:

Sinopsis

برنامه صوتی شماره ۵۲۶ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتPDF ،تمامی اشعار این برنامه مولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۱۴۳۸ ندارد پای عشق او دل بی‌دست و بی‌پایم که روز و شب چو مجنونم سر زنجیر می خایم میان خونم و ترسم که گر آید خیال او به خون دل خیالش را ز بی‌خویشی بیالایم خیالات همه عالم اگر چه آشنا داند به خون غرقه شود والله اگر این راه بگشایم منم افتاده در سیلی اگر مجنون آن لیلی ز من گر یک نشان خواهد نشانی‌هاش بنمایم همی گردد دل پاره همه شب همچو استاره شده خواب من آواره ز سحر یار خودرایم ز شب‌های من گریان بپرس از لشکر پریان که در ظلمت ز آمدشد پری را پای می سایم اگر یک دم بیاسایم روان من نیاساید من آن لحظه بیاسایم که یک لحظه نیاسایم رها کن تا چو خورشیدی قبایی پوشم از آتش در آن آتش چو خورشیدی جهانی را بیارایم که آن خورشید بر گردون ز عشق او همی‌سوزد و هر دم شکر می گوید که سوزش را همی‌شایم رها کن تا که چون ماهی گدازان غمش باشم که تا چون مه نکاهم من چو مه زان پس نیفزایم مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۷۵۹ ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد مولوی، دیوان شمس،