Ganj E Hozour Programs

Ganj e Hozour audio Program #531

Informações:

Sinopsis

برنامه صوتی شماره ۵۳۱ گنج حضوراجرا: پرویز شهبازیPDF متن نوشته شده برنامه با فرمتتمامی اشعار این برنامه، PDFمولوی، دیوان شمس، غزل شماره ۶۵ببین ذرّات روحانی که شد تابان از این صحراببین این بحر و کشتی‌ها که بر هم می‌زنند این جاببین عذرا و وامق را در آن آتش خلایق راببین معشوق و عاشق را ببین آن شاه و آن طغراچو جوهر قُلزُم اندر شد نه پنهان گشت و نی تر شدز قُلزُم آتشی برشد در او هم لا و هم الاچو بی‌گاهست آهسته چو چشمت هست بربستهمزن لاف و مشو خسته مگو زیر و مگو بالاکه سوی عقل کژبینی درآمد از قضا کینیچو مفلوجی چو مسکینی بماند آن عقل هم برجااگر هستی تو از آدم در این دریا فروکش دمکه اینت واجبست ای عم اگر امروز اگر فرداز بحر این در خجل باشد چه جای آب و گل باشد؟چه جان و عقل و دل باشد؟ که نبود او کف دریاچه سودا می‌پزد این دل؟ چه صفرا می‌کند این جان؟چه سرگردان همی‌دارد؟ تو را این عقل کارافزازهی ابر گهربیزی ز شمس الدین تبریزیزهی امن و شکرریزی میان عالم غوغامولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۲۶۸در کف هر کس اگر شمعی بدیاختلاف از گفتشان بیرون شدیچشم حس همچون کف دستست و بسنیست کف را بر همهٔ او دست‌رسچشم دریا دیگرست و کف دگرکف بِهِل وز